امامت و رهبری، حاکمان زمان

آغاز خلافت عباسیان و نخستین سخن رانی سفاح

آغاز خلافت ابوالعباس سفاح، نخستین خلیفهی عباسی، روز جمعه سیزدهم ماه ربیع الاول ۱۳۲ ه. ق بود. مردم در کوفه با وی بیعت کردند و سپس او بالای منبر رفت و در خطبهای چنین اظهار داشت:«سپاس خداوندی را که آیین اسلام را برای خویشتن برگزید و آن را گرامی و بزرگ داشت و آن را برای ما اختیار و به وسیلهی آن ما را تایید کرد و ما را اهل اسلام و پناهگاه و بر پادارندگان و مدافعان و یاوران آن قرار داد و ما را به پیوند خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص داد، ما را از درخت وجود او رویانید و از چشمهی او مشتق ساخت. و بدین سان، کتابی فرستاد [ صفحه ۳۱۰] که تلاوت میشود و فرمود: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» [۵۶۷] .و چون رسول خدا رحلت نمود، یارانش به حکومت قیام کردند و کارشان بر اساس مشورت بود. [۵۶۸] آنان دادگری کردند و با شکمهای گرسنه و خالی، از این جهان رفتند. اما پس از آنان، فرزندان حرب (ابوسفیان و مروان) برجستند و حکومت را با ظلم و ستم گرفتند و دست به دست گرداندند و خویشتن را خاص حکومت قرار دادند و بر آنان که شایستهی حکومت بودند، ستم کردند. خداوند مدتی به آنان مهلت داد و چون خداوند را خشمگین ساختند، با دست ما از ایشان انتقام گرفت و حق ما را به ما برگرداند و من خونریز و بیباک و خون خواه نابود کنندهام.»سفاح تب داشت و بیمار بود، نتوانست به سخنش ادامه دهد. عمویش، داود بن علی عباسی، برخاست و مطالب او را تکمیل نمود و در پایان سخنان خود، گفت: «ای مردم کوفه، بر این منبر شما، خلیفهی بر حقی جز علی بن ابیطالب و این امیرالمومنین (اشاره به سفاح) خطبه نخوانده است.» [۵۶۹] .همان گونه که ملاحظه میشود، در آغاز قدرت عباسیان، همهی سخن از خاندان پیامبر علیهمالسلام و مظلومیت آنان بود، مهمترین و موثرترین وسیلهی جذب مردم برای حکومت نوپای عباسیان نیز همین به حساب میآمد چرا که خاندان پیامبر علیهمالسلام نزد مردم بسیار محبوب بودند. [ صفحه ۳۱۱]
برگرفته از گتاب پیامد های عاشورا نوشته آقای ابوالفضل اردکانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *