از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار حضرت رقیه (س) – ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان
تو می‌دهی بوی مادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

دخترم ای فروغ دیده! از چه جان تو پر کشیده؟
حـاجتت را مگـر گرفتی در کنار سر بریده؟

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـۀ آرزوی مـن، بگـو سخن، بگو سخن
چگونه ای همسفر رَوی، بدون من؟ بدون من؟

شویم از اشک خود شبانه، جای سیلی و تازیانه
مثل من ای گلم تو داری، تو نشانه به روی شانه

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـهْ دار و نـدار من، فدای تو! فدای تو
خـار مغیلان شکوفه زد، به پای تو، به پای تو

کف پایت آبله بسته، دیدگانت به خون نشسته
کن حلالم، ندیده بودم سنگ کینه سرت شکسته…

یا رقیّه، رقیّه جانم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *