از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار حضرت رقیه (س) – دختـری را کـه پـدر در سفـر است

دختـری را کـه پـدر در سفـر است
همـۀ چشـم امیـدش بـه در است

تـا کـه بابـا نیـاد آروم نـداره
همـه آرامـش دختـر پـدر است

تمـام عالـم کسی ندیـده
سه ساله دختر قدش خمیده

حسین حسین وای

گوشـۀ خرابمـون خـوش اومدی
بـه یتیمت چـه عجب تـو سر زدی

فضـای خرابمـون پـر شده از
بـوی سیـب، بـوی گـل محمّدی

غم هجر تو بود به سینه
بیا برگردیم سوی مدینه

حسین حسین وای

باباجـون عمه می‌گفت رفتـی سفـر
نـدادی بـه دختـرت چـرا خبـر

نکنـه دوبـاره تنهـام بـذاری
حـالا کـه تـو اومـدی منـم ببر

بـه غـم اسیرم بی تو می‌میرم
صدام کن بابا تا جون بگیرم

حسین حسین وای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *