از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار رباعی استقبال محرم – سینه ام سوخت، دلم غم آمد

سینه ام سوخت، دلم غم آمد
دیده ام اشک ز ماتم آمد

سببِ خون دلم پرسیدم
مادرم گفت محرم آمد

روزگاری که دلم بهر عزا حاضر شد
آب شد هر چه در آن بود دلم آخر شد

ناگهان دیدم از آن اشک که در سینه بریخت
نام پر سوز و غمِ کرب و بلا ظاهر شد

این زمین چیست که با کرب و بلا معجون است
هر که را پای نهند جان و دلش محزون است

بی گمان محشر عالم شده اینجا بر پا
یا که اینجا به خدا خون خدا مدفون است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *