از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شام غریبان – شب رسید و روز عاشورا گذشت (ابوالقاسم مجتهد)

شب رسید و روز عاشورا گذشت
سوختند آن خیمه و خرگاه را

در دل شب زینب بی خانمان
ترک کرد آن سوخته خرگاه را

روی تل آمد بدل خوف و هراس
کرد پنهان در دل خود آه را

جانب میدان همی کردی نگاه
تا به بیند وضع قربانگاه را

نوجوانان را بخون آغشته دید
هم بغارت رفته عز و جاه را

ناگهان اندر میان کشتگان
سار بانرا دید جوید شاه را

اهرمن قصد سلیمانکرده است
تا ببرد دست شاهنشاه را

نور مه او را کشد بر قتلگاه
تا بریزد خون ثارالله را

چاره را – از هر طرف مسدود کرد
تا که برگرداند- آن گمراه را

رو بسوی آسمان کرد- اشگبار
کاسمان پنهان کن امشب ماه را

لحظه رخسار مه را تیره ساز
ساربان تاگم نماید راه را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *