از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت حضرت رقیه (س) – جانِ رقیه جای سرت دامن من است (حسین ایمانی)

جانِ رقیه جای سرت دامن من اسـت
راه وصـال ما طَبَق دشمن من است

بر نیزه دیده ای که چه کردند با حـرم
آثار دیده هـای تو روی تن من است

هرگز نمی شد عاقبتت این چنین ولـی
در معرکه کجا سپرت جوشن من است؟

کارم همان غروب! همانجا تمام بـود
ایثار خواهرت سبـب ماندن من است

آنقدر جای من کتک و تازیانه خـورد
دِینَش الی الابد به خـدا گردن من است

بابا ببین سه ساله تو هفت سـاله شد
دندان دلیل ناب سخن گفتـن من است

دندان شیریّم به روی خـاک و لَختـۀ
سرخ لب و لثه گل افتادن مـن است

دستی به روی صورتم و دست دیگـرم
جای نگاه تار، ره دیـدن مـن است

تصویری از مدینه و غمهای مـادرم
اینها نشانه زمین خـوردن من است

تو چشمهای دختر و مـن پای تو پـدر
تو آمدی و وقت سفر کردن مـن است

دست تقاص سیلی کین در خرابه نیست
مهدی در انتظار دعا خواندن مـن است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *