از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت حضرت علی اکبر (ع) – پسر از جای خود برخاست، بسم اللهِ مَجْراها

پسر از جای خود برخاست، «بسم اللهِ مَجْراها … »
و با او پر کشید آرام چشمی رو به رویاها

زمین یک بوسه‌ ایمان شد در آیات قدم‌هایش
و وحی آمد که: اِنّ الارضْ، لَهُ اِنّا خَلَقْناها

هوای گونه‌اش میراث گندمگونی از بطحا
نگاهش برقی از یاسین، لبانش طرحی از طاها

دل لیلا بهاری داشت، باران خیز و توفانی
غزال بی‌قراری داشت، سرگردان صحراها

«و سبحان الذی اَسرا [ الی الوادِ البلا ] … لَیلاً »
منزّه باد! آن جامی که مجنون خورد و … لیلاها –

به دست آیینه‌ی حسرت، برایش شَروه‌ها ‌خواندند
برایش: «رود، رود…»، اما پسر دل زد به دریاها

گذشت از برکه‌ی ماندن، ولی با باله‌ای زخمی
رها شد ماهی قرمز، رها در جوی فرداها

و می‌بوسید در توفان، لبش را مرد کشتیبان
و کشتی روی خون می‌رفت، «بسم اللهِ مَجْراها …»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *