از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادت حضرت رقیه (س) – ای ز سر تا پا همه زهرا صفات

ای ز سر تا پا همه زهرا صفات
بادبانی تو به کشتی نجات

تار تار گیسویت حبل المتین
می بری دل از امیرالمومنین

شعر من را بحر و مضمون داده ای
عاشقی را یاد مجنون داده ای

گرد نعلینت دوای درد ها
دستهای کوچکت مشکل گشا

ای تو از زینب حیا آموخته
چشم محتاجان به دستت دوخته

از حسن درس کَرَم آموختی
صفره داری و نِعَم آموختی

بسکه شاه دین به زهرا عشق داشت
آرزوی دختری همچون تو داشت

آنقدر حق عاشق باب تو بود
آرزویش را برآورده نمود

ماه رویت را خدا تا آفرید
نقش تو هم شکل زهرا آفرید

موقع خلق چنین رخسار ماه
حق به خود می گفت با اندوه و آه

دختری دادم دوباره شاه را
بار دیگر آفریدم ماه را

شد جمال فاطمی آئینه اش
نیمی از قلب علی در سینه اش

در وجودش می دمم احساس را
نیمی از زیبایی عباس را

آسمان عشق را کوکب شده
او مدال سینه ی زینب شده

تا پدر آغوش خود را باز کرد
عشق خود نسبت به او ابراز کرد

جست و خیزی روی دست شاه کرد
تا که رویش را به سوی ماه کرد

اشک شوق از دیدگان خویش سفت
رو به سوی خواهرش بنمود و گفت

دخترم زیبا تر از لیلی شده
از همین حالا ابالفضلی شده

هر که رویش را تماشا می کند
یادی از رخسار زهرا می کند

روزی او غصه و رنج و غم است
مثل مادر حیف عمر او کم است

حیف این مه رنگ نیلی می خورد
حیف از این صورت که سیلی می خورد

ای سراپا عصمت و حجب و حیا
جان زینب حاجتم را کن روا

ای همه عالم به گیسویت اسیر
امشب از جود و کرم دستم بگیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *