از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادت حضرت علی اکبر (ع) – ای رخ تو مطلع الانوار حُسن

ای رخ تو مطلع الانوار حُسن
خال لبت نقطه ی پرگار حُسن

بزم وفا را رخ ماه تو شمع
خوبی خوبان جهان در تو جمع

ای شجر علم و حیا را ثمر
وی پسر شیر خدا را پسر

اشبه مخلوق به پیغمبری
یوسف لیلا علیِ اکبری

آینه ی صبر و کمال حسین
نور دل فاطمه را نور عین

خِلقت و خُلقت چو رسول انام
تربیت آموخته از دو امام

قافله سالار شهادت حسین
روح مناجات و عبادت حسین

گفت نظر بر رخ اکبر کنم
یاد چو از روی پیمبر کنم

پاک تر از جان ملک جان توست
خون خدا در رگ و شریان توست

نخل وجودت به کرم بارور
قصه ی حُسنت همه جا مشتهر

شاخ و بنت از شجر طیبات
برگ و برت معدلت و مکرمات

حضرت سجاد امام اُمم
گفت فدایت پدر و مادرم

هر که تو را مدح و ثنا گفته است
درّ سخن در صفتت سُفته است

بعد حسین آن به دو عالم امام
بر تو فرستاده درود و سلام

باغ شرف از نفست گل کند
عشق به نام تو توسل کند

حُسن حَسن آیه ی زیبایی ات
علم علی شاهد دانایی ات

هر که بدید آن رخ چون ماه را
کرد زیارت نبی ا… را

گوهر پرورده ی دریای عشق
یوسف و بازار تو صحرای عشق

فاطمیان را تو شکوه ابد
هاشمیان را تو گل سر سبد

آینه ی لم یزلی یا علی
جان حسین بن علی یا علی

صبح قیامت اثر کربلا
روز وفا روز شهادت بلا

چون ورق سرخ سحر باز شد
با نفس گرم تو آغاز شد

خواست مؤذن که صلا بر دهد
نغمه ی تکبیر اذان سر دهد

گفت حسینش بنشین مرحبا
ای پسرم خیز علی جان بیا

خیز و تو امروز اذان ساز کن
دفتر ایثار مرا باز کن

وه که اذان تو در آن جا چه کرد
با دل ذریه ی زهرا چه کرد

لیلی حُسن قدمت مست ناز
اهل نظر را نظرت کارساز

خلقت تو نورٌ علی نور شد
یک نظرت بارقه ی طور شد

بود عصایی که به دست کلیم
با همه اعجاز کریم و رحیم

شاخه ای از نخله ی طور تو بود
و آن ید بیضاش ز نور تو بود

طور مناجات تو شمشیر بود
و آن شجر طور تو از تیر بود

ای لبت از مُهر عطش داغ تر
وز عرق شرم رخت باغ تر

جان تو پرورده ی جان حسین
بر دهنت جای لبان حسین

ای که تو را عشق زبردست کرد
بوسه ی گرم پدرت مست کرد

عرشی و گردیده نگون روی خاک
جان جهان با بدن چاک چاک

ای قلم از شرح کمالت خجل
با تو فتاده است سر و کار دل

قبله ی امید دلم روی توست
کعبه ی شش گوشه ی من کوی توست

ای شده مدفون به جوار پدر
وی به حسین از همه نزدیک تر

جلوه ی اخلاص سراپای توست
زیر قدم های پدر جای توست

ای سر من خاک قدمهای تو
مُهر دلم مِهر و تولای تو

با نظر لطف ثنایم بخوان
باز سوی کرببلایم بخوان

ای به جگر گوشه ی زهرا جگر
باز نگیری ز «مؤید» نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *