حوادث، وقایع، هجرت

حملات و مبارزات یاران ابی عبد الله علیه السّلام

۱) حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه هر دو از بنی أسد بودند فلذا با یکدیگر قرابت و فامیلی داشتند. )
۱۰۴ ، با کمی تغییر و ،۱۰۳ / ۴۳۵ و ۴۳۶ ، ادامه خبر حسین بن عقبه مرادی، همراه با اندکی جابجایی و ارشاد، ۲ / ۲) تاریخ طبری، ۵ )
حذف.
۴۳۶ ، ادامه خبر حسین بن عقبه مرادی. / ۳) تاریخ طبری، ۵ )
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۶۸
کردند در حالی که بیش از سی و دو اسب سوار نبودند، امّا [وقتی] به هر طرف [سپاه عمر سعد] حمله میبردند آنها را به
عقبنشینی وامیداشتند.
وقتی غرره بن قیس [تمیمی]- که فرماندهی سپاه اهل کوفه را به عهده داشت- دید که لشکرش از هر سو متلاشی شده، عبد
الرحمن بن حضن را به دنبال عمر بن سعد فرستاد و گفت: مگر نمیبینی امروز از دست این عدّه قلیل بر سر سپاه من چه آمده
است؟! پیادگان و تیراندازها را به [کمک] شان بفرست! [عمر بن سعد به] شبث بن ربعی [تمیمی] گفت: آیا به کمکشان میروی؟
[شبث] گفت: سبحان الله! در میان همه اهل شهر، شیخ مضر را انتخاب کردهای و او را در میان تیر میفرستی! غیر از من کسی را
صفحه ۹۰ از ۱۲۰
نیافتهای که بتواند حاجتت را برآورد، تا این کار را به او واگذار کنی؟! عمر بن سعد: حصین بن تمیم را خواست، [و عدهای از]
و پانصد تیرانداز را همراه او فرستاد، آنها آمدند و چون به حسین [علیه السّلام] و یارانش نزدیک شدند آنها را تیرباران «۱» مجفّفه
اسب حرّ بن یزید ریاحی نیز پی شد] چیزی نگذشت که اسب ] «۲» . کرده، اسبهایشان را پی کردند و سپس همگی پیاده شدند
لرزید و به اضطراب افتاده، به رو بر زمین افتاد، حرّ همانند شیری [از روی اسب به پائین] پرید و در حالی که شمشیر در دستش بود
آنها با یکدیگر جنگ سختی «. شجاعتر از شیر بوده و دارای پوست مقاوم هستم «۳» ، اگر اسبم را پی کنید من فرزند حرّم » : میگفت
کردند تا این که روز به نیمه رسید! [سپاه عمر بن سعد] تنها از یک سو میتوانستند به طرف [سپاه حسین علیه السّلام] حمله کنند،
زیرا خیمههایشان در یک جا جمع شده بود و در کنار یکدیگر قرار داشت. وقتی عمر بن سعد این وضع را دید
______________________________
۱) مجفّفه یک قسم از نظامیان بودند که سر تا پایشان را میپیچیدند و کارشان پرتاب کردن سنگ بود. )
۴۳۶ و ۴۳۷ ، ادامه خبر حسین بن عقبه مرادی. / ۲) تاریخ طبری، ۵ )
۳) از آنچه در رجز حرّ آمده است که گفت: [من فرزند حرّم] بدست میآید که احتمالًا علاوه بر خودش نام پدر و یا یکی از )
اجدادش نیز حرّ بوده است.
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۶۹
افرادی را فرستاد تا خیمهها را از راست و چپ به هم بریزند تا بتواند آنان را محاصره کنند.
در این هنگام سه یا چهار تن از یاران حسین [علیه السّلام] بین خیمهها رفتند و به کسی که چادرها را به هم میریخت حمله کرده با
تیر او را زدند و به قتل رساندند و پای مرکبش را نیز قطع کردند. در این وضعیت بود که عمر بن سعد دستور داد خیمهها را آتش
بزنید! حسین [علیه السّلام] به یارانش فرمود: رهایشان کنید بگذارید خیمهها را آتش بزنند، اگر آنها را بسوزانند نخواهند توانست از
آن بگذرند و به شما تعرّض کنند.
«۱» . این طور هم شد و آنان نتوانستند جز از [همان] یک طرف با [سپاه امام علیه السّلام] بجنگند
برگرفته از کتاب نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا نوشته: لوطبن یحیی ابومخنف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *