حوادث، وقایع، هجرت

خطبه حرّ بن یزید ریاحی در روز عاشورا

۱) حرّ پس از کسب اجازه از امام علیه السّلام روبروی یاران خودش [یعنی آن هزار نفری که در لشکر عمر بن سعد تحت فرمانش )
بودند] رفت و گفت: آی قوم! آیا هیچیک از پیشنهادهایی را که حسین به شما ارائه داده است نمیپذیرید؟ تا خداوند شما را از
ابتلاء به جنگ و قتال با او مصون بدارد! [مردم] گفتند: این امیر [ما]، عمر بن سعد است با او صحبت کن.
لذا سخنانی شبیه به آنچه سابقاً به عمر بن سعد و یاران تحت فرمانش گفته بود [بار دیگر] به عمر بن سعد گفت.
عمر [بن سعد] گفت: من تلاش و کوشش خود را کردهام، اگر راهی برای پذیرش پیشنهاد [حسین] مییافتم میدادهام.
[حرّ] گفت: آی اهل کوفه! مرگ بر مادران شما! که [حسین] را دعوت کرده ولی وقتی نزدتان آمد او را تسلیم دشمن نمودهاید!
گمان میکردید جانتان را فدای او خواهید کرد! ولی بعد روبرویش ایستادید تا او را بکشید! به جانش چنگ زده گلویش را گرفته،
از هر سو او را احاطه کردهاید. نگذاشتید در سرزمین پهناور خدا به جایی برود و با اهل بیتش در أمان بماند، او همچون اسیری در
دستهای شما قرار گرفته است! نه قادر است نفعی به خود برساند و نه ضرری را از خویش دور کند. او و بچهها و زنان و یارانش
صفحه ۸۴ از ۱۲۰
را از [آشامیدن] آب فراتی که یهود و مجوس و نصرانی آن
______________________________
۹۹ و ۱۰۰ ، با کمی تغییر. / ۴۲۷ و ۴۲۸ ، به نقل از ابی جناب کلبی از عدیّ بن حرمله و ارشاد، ۲ / ۱) تاریخ طبری، ۵ )
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۵۸
میکنند، منع کردهاید. «۱» را مینوشند و خوکها و سگهای عراق در آن تمرغ
اینک تشنگی آنها را از پای در آورده است، بعد از محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلم با ذرّیّهاش چه بدرفتار کردهاید! اگر توبه
نکنید و دست از کاری که در این روز و ساعت انجام میدهید برندارید، خدا به روز تشنگی سیرابتان نخواهد کرد.
در این هنگام مردی از آنان به حرّ حمله برد و تیری به سویش پرتاب کرد [و حرّ سخنانش را قطع کرد آنگاه] نزد حسین علیه السّلام
«۲» . بازگشت و جلوی آن حضرت ایستاد
برگرفته از کتاب نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا نوشته: لوطبن یحیی ابومخنف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *