حوادث، وقایع، هجرت

دشمنی با اهل البیت ، افتخار و امتیاز

حجاج ابن یوسف در راهی می رفت ، شخصی نزد او آمد و گفت : خانواده ام مرا عاق کرده اند و اسم مرا علی گذارده اند نام مرا تغییر ده و مقداری نیز به من کمک کن که نیازمندم ، حجاج گفت : بخاطر زیبائی و لطافت واسطه ای که آوردی نامت را چنین گذاردم ، و سپس او را منصبی داد و گفت : برو آن جا مشغول باش . (۱۵۱)
در تاریخ آمده است که عبدالله ابن هانی به حجاج گفت : ما مناقبی داریم که هیچکس از عرب ندارد، حجاج گفت : چیست ؟ گفت : امیرالمو منین عبدالملک (ابن مروان خلیفه اموی ) هرگز نزد ما بدگوئی نشده است ، حجاج گفت : بخدا که فضیلتی است ، آن مرد گفت : از قبیله ما در جنگ صفین هفتاد نفر با معاویه بود، اما با علی فقط یک نفر بود، حجاج گفت : بخدا که فضیلتی است ، آن مرد گفت : ما زنانی داریم که نذر کردند اگر حسین ابن علی کشته شود هر کدام ده شتر جوان قربانی کنند و کردند، حجاج گفت : بخدا که فضیلتی است آن مرد گفت : هیچ کدام از ما نیست که به او پیشنهاد لعن علی را بکنند مگر اینکه انجام می دهد و بعلاوه دو پسر او حسن و حسین و مادر آن دو فاطمه را نیز اضافه می کند، حجاج گفت : بخدا که فضیلتی است . (۱۵۲)
برگرفته از کتاب اسرار عاشورا نوشته: سید محمد نجفی یزدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *