امامت و رهبری، حاکمان زمان

دلائل امامت حضرت امام حسین علیه السلام

۲) و امامت حسین علیه السّلام پس از وفات برادرش حسن علیه السّلام بدان چه گفته شد ثابت است، و پیروی از او )
ترجمه الارشاد(ج ۲)، ص: ۲۸
بر همگان لازم خواهد بود اگر چه مردم را بواسطه تقیه بامامت خویش نخواند، و همچنین بواسطه صلحی که میانه او و معاویه برقرار
بود و بر او لازم بود بدان وفا کند (اظهار آن ننمود) و او در این باره مانند پدرش امیر المؤمنین علیه السّلام بود که با اینکه پس از
رسول خدا (ص) امامت داشت با این احوال خاموش نشست، و بهمان راهی رفت که برادرش حسن علیه السّلام پس از صلح رفته
بود و بخود داری و سکوت گذراند، و همه ایشان بروش پیغمبر (ص) رفتار کردند در آن زمانی که آن حضرت (ص) در شعب
(أبی طالب) گرفتار بود (و با اینکه پیغمبر خدا بود از روی ناچاری سه سال در شعب ابی طالب ماند و دم فرو بست) و همچنین
آنگاه که از مکه بمدینه هجرت فرمود و چند روز در غار پنهان گشت.
۱) و چون معاویه بمرد، و دوران زمان صلحی که حسین علیه السّلام را از اظهار دعوت و خواندن مردم بسوی خود جلوگیری )
میکرد سپری شد، تا آنجا که امکان داشت امر امامت خویش را آشکار ساخت، و در هر فرصتی که پیش میآمد برای آنان که
دانای بحق او نبودند پرده بر میداشت، تا اینکه در ظاهر برای او یاورانی گرد آمدند، پس آن حضرت مردم را بجهاد دعوت کرده و
صفحه ۹ از ۶۳
برای جنگ دامن بکمر زد، و با فرزندان و خانوادهاش از حرم خدا و حرم رسول خدا (ص) بسوی عراق رهسپار شد تا بکمک
شیعیانش که او را دعوت کرده بودند با دشمن بجنگد، و پیشاپیش خود پسر عمویش مسلم بن عقیل رضی اللَّه عنه را بدان سو
فرستاد، و او را برای دعوت مردم بخدا و بیعت بر جهاد انتخاب فرمود، پس مردم کوفه با مسلم بیعت کردند و برای یاری کردن او
پیمان بسته و خیر خواهیش را بعهده گرفتند و پیمان خود را با او محکم کردند، سپس زمانی نگذشت که بیعت او را شکسته دست
از یاری او باز داشتند، و او را بدست دشمن
ترجمه الارشاد(ج ۲)، ص: ۲۹
سپرده تا اینکه در میان ایشان او را گشتند و آنها از او دفاع ننمودند، و (بدنبال آن) برای جنگ کردن با حسین علیه السّلام بیرون
رفته او را محاصره کردند، و از رفتن او بشهرهای خدا (که در روی زمین دارد) جلوگیری نموده، و او را ناچار برفتن جایی کردند
که نه یاوری بدست آرد و نه گریزی داشته باشد، و میانه او و آب فرات حائل شدند تا اینکه بر او دست یافته او را کشتند، پس آن
امام مظلوم علیه السّلام از دنیا برفت در حالی که تشنه لب، و مجاهد، و شکیبا، و پاداش جو، و ستمدیده بود، بیعتش را شکسته، و
حرمتش را بر باد داده بودند، بهیچ وعده با او وفا نکرده، و رعایت عهد و پیمانی که بگردن گرفته بودند ننمودند، و شهید شد
چنانچه پدر و برادرش علیهم السّلام با این احوال از دنیا برفتند.
برگرفته از کتاب ترجمه الارشاد نوشته: شیخ مفید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *