کربلا (تاسوعا، عاشورا، ...)

روز عاشورا

در کامل الزیارات آمده است، آنگاه که صبح طلوع گردید امامعلیه السلام نماز صبح بجای آورد، رو به سوی نمازگزاران نموده پس از حمد و سپاس خداوند چنین فرمود: إنَّ اللَّهَ تَعالی اَذِنَ فی قَتْلِکُمْ وَ قَتْلی فی هذاَ الْیَوْمِ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ وَ الْقِتالِ.صَبراً یا بَنیِ الْکِرامِ فَمَا الْمَوْتُ اِلاَّ قَنْطَرَهٌ تَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُوْسِ وَ الضَّرَّاِء اِلَی الْجِنانِ الْواسِعَهِ و النِّعَمِ الدَّائِمَهِ فَاَیُّکُمْ یَکْرَهُ اَنْ یَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ اِلی قَصْرٍ وَ ما هُوَ ِلاَعْدائِکُمْ اِلاَّ کَمَنْ یَنْتَقِلُ مِنْ قَصْرِ اِلی سِجْنٍ وَ عَذابٍ اِنَّ اَبی حَدَّثَنی عَنْ رَسُولِ اللَّهِ إنَّ الدُّنْیا سِجْنُ الْمُوْمِنِ وَ جَنَّهُالْکافِرِ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هوُلاءِ اِلی جِنانِهِمْ وَ جِسْرُ هوُلاءِ اِلی جَحیمِهِمْ ما کُذِبْتُ وَ لا کُذِبْتُ» [۳۵] .ای بزرگ زادگان! صبر و شکیبائی بخرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن میرساند چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری انتقال یابد. همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان منتقل گردند. پدرم از رسول خداصلی الله علیه وآله بر من نقل فرمود که: دنیا برای مومن همانند زندان و برای کافر همانند بهشت است. مرگ پلی است که این گروه مومن را به بهشتشان میرساند و آن گروه کافر را به جهنم میبرد. آری، نه دروغ شنیدهام و نه دروغ میگویم.آن حضرت پس از آن صفوف لشکر را منظم نمود، میمنه سپاه را به زهیربن قین و میسره را به حبیب بن مظاهر و پرچم را به برادرش حضرت ابوالفضلعلیه السلام دادند، خود و افراد دیگر در قلب سپاه قرار گرفتند.آنوقت امامعلیه السلام دست به دعا برداشت، چنین استغاثه نمود: «اَلَّلهُمَّ اَنْتَ ثِقَتی فی کُلِّ کَرْبٍ وَ رَجائی فی کُلِّ شِدَّهٍ وَ اَنْتَ فی کُلِّ اَمْرٍ نَزَلَ بی ثِقَهٌ وَ عُدَّهٌ کَمْ مِنْ هَمّیَضْعُفُ فیهِ الْفُوادُ وَتَقِلُّ فیهِ الْحیلَهُ وَ یَدْخُلُ فیهِ الصَّدیقُ وَ یَشْمِتُ فیهِ الْعَدُوُّ اَنْزَلْتُهُ بِکَ وَ شَکَوْتُهُ اِلَیْکَ رَغْبَهً مِنّی اِلَیْکَ عَمَّنْ سِواکَ فَکَشَفْتَهُ وَ فَرَّجْتَهُ فَاَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَهٍ وَ مُنْتَهی کُلِّ رَغْبَهٍ» [۳۶] .«خدایا تو در هر غم و اندوه پناهگاه و در هر پیش آمد ناگوار مایه امید من هستی و در هر حادثهای سلاح و ملجا من میباشی. آنگاه که غمهای کمرشکن بر من فرا میریخته است که دلها در برابر آن آب و راه هر چاره در مقابلش مسدود میگردد، غمهای جانکاهی که با دیدن آنها دوستان دوری جسته و دشمنان زبان به شماتت میگشودند، در چنین مواقع تنها به پیشگاه تو شکایت آورده و از دیگران قطع امید نمودهام و تو بودی که به داد من رسیده و این کوههای غم را برطرف کردهای و از این امواج اندوه نجاتم بخشیدهای، خدایا توئی صاحب هر نعمت و توئی آخرین مقصدم».بنا به نقل مقتل خوارزمی امامعلیه السلام فرمود: بندگان خدا! از خدا بترسید و از دنیا در حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یک فرد برای همیشه در آن بماند پیامبران برای بقاء سزاوارتر بودند، ولی هرگز! زیرا خداوند دنیا را برای فانی شدن خلق نموده که تازههایش کهنه و نعمتهایش زایل و شادیهایش به غم مبدل خواهد گردید، محلی است موقت. پس برای آخرت خود توشهای برگیرید و بهترین توشه آخرت تقوی و ترس از خداست. مردم خداوند دنیا را محل فنا و زوال قرار داد که اهل خویش را تغییر داده و وضعشان را دگرگون میسازد، فریب خورده کسی است که گول دنیا را بخورد و بدبخت کسی است که مفتون آن گردد.مردم! دنیا شما را فریب ندهد که هر کس بدو تکیه کند ناامیدش سازد و هر کس بر وی طمع کند به ناامیدیش کشاند و شما اینک به امری هم پیمان شدهاید که خشم خدا را برانگیخته و به سبب آن، خدا از شما اعراض کرده و غضبش را بر شما فرستاده است، چه نیکو است خدای ما و چه بد بندگانی هستید که به فرمان خدا گردن نهاده و به پیامبرش ایمان آوردید سپس برای کشتن اهل بیت و فرزندانش هجوم کردید، شیطان بر شما مسلط گردیده و خداوند را از یاد شما برده است ننگ بر شما و ننگ بر ایده و هدف شما.ما برای خدا خلق شدهایم و برگشتمان به سوی او است.سپس فرمود: این قوم ستمگر به کفر گرائیدهاند از رحمت خدا دور باشند. چون گروهی از مردم تحت تاثیر تبلیغات مسموم بنی امیه قرار گرفته بودند، لذا امامعلیه السلام برای آنها چنین فرمود:مردم! بگوئید من چه کسی هستم سپس به خود آئید و خویشتن را ملامت کنید و ببینید آیا قتل و در هم شکستن حریم من برای شما جایز است؟ آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم؟ آیا من فرزند وصی و پسر عموی پیامبر شما نیستم؟ مگر من فرزند کسی نیستم که پیش از همه مسلمانان به خدا ایمان آورد و پیش از همه رسالت پیامبر را تصدیق نمود؟ آیا حمزه سیدالشهداء عموی پدر من نیست؟ آیا جعفر طیار عموی من نیست؟ آیا شما سخن پیامبر را در حق من و برادرم نشنیدهاید که فرمود: این دو، سروران جوانان بهشت هستند؟ اگر مرا در گفتارم تصدیق بکنید اینها حقایقی است که کوچکترین خلافی در آن نیست، زیرا از روز اول دروغ نگفتهام و دریافتهام که خداوند به اهل دروغ غضب کرده و ضرر دروغ را به گوینده آن برمیگرداند و اگر مرا تکذیب میکنید، اینک در میان مسلمانان از صحابه پیامبر کسانی هستند که میتوانید از آنها سئوال کنید. از جابربن عبداللّه انصاری، زیدبن ارقم، انس بن مالک بپرسید که همه آنان گفتار پیامبر را درباره من و برادرم از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدهاند و همین یک جمله میتواند مانع شما گردد و دست از ریختن خون من بردارید. [۳۷] .بنا به نقل خوارزمی وقتی امامعلیه السلام از گفتارش نتیجهای نگرفت و دشمن را آماده حمله و حرکت دید، رو به آسمان کرد و عرضه داشت: «خدایا! کسانی را که بر ما ظلم نمودند و حق ما را غصب کردند ذلیل گردان که تو بر دعای بندگانت شنوا و به آنان نزدیک هستی.محمدبن اشعث که در صف سپاهیان دشمن بود صدا بلند کرد: ای حسین میان شما و محمدصلی الله علیه وآله چه قرابت و خویشی وجود دارد؟امامعلیه السلام وقتی چنین لجاجت از آنان دید عرضه داشت: خدایا همین امروز ذلت زودرس او را بر من بنمایان. این نفرین از قلب سوزناک آن امام برخاست، چند لحظه بعد مورد اجابت رسید. محمدبن اشعث برای قضای حاجت از صف لشکر چند قدم فاصله گرفت و در گوشهای نشست، در این هنگام عقربی او را نیش زد در حالیکه عورتش مکشوف بود هلاک گردید. [۳۸] .
برگرفته از کتاب از مدینه تا مدینه و حماسه حسینی نوشته: غلام حسین اسدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *