احادیث و سخنان

سخن امام حسین در امر به معروف و نهی از منکر

۲٫ إِعْتَبِرُوا اَیُّهَاالنَّاسُ بِما وَعَظَ اللَّهُ بِهِ اَوْلِیائَهُ مِنْ سُوءِ ثَنائِهِ عَلَی الْاَحْبارِ، إِذْ یَقُولُ لَوْ لایَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ و الاحْبارِ عَنْ قَوْلِهِمُ الإثْمَ، وَ قَالَ لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِیإسْرائِیلَ إِلیَ قَوْلِهِ لَبِئْسَ مَا کَانُوا یَفْعَلُونَ، وَ إِنَّما غَابَ اللَّهُ ذلِکَ عَلَیْهِم لِانَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهِ الَّذینَ بَیْنَ اَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلایَنْهَونَهُمْ عَنْ ذلِکَ رَغْبَهً فیما کَانُوا یَنالُونَ مِنْهُمْ، وَ رَهْبَهً مِمَّا یَحْذَرُونَ، وَ اللَّهُ یَقُولُ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ، وَ قالَ وَ الْمُوْمِنُونَ وَالْمُوْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ، فَبَدَءَ اللَّهُ بِالامْرِ بِالمَعْرُوفِ وَ النَّهیِ عَنِ الْمُنْکَرِ فَریضَهً مِنْهُ، لِعِلْمِهِ بِاَنَّها إِذا اُدِّیَتْ وَ اُقیمَتْ اِسْتَقامَتِ الْفَرائِضُ کُلُّها هَیِّنُها وَصَعْبُهَا وَ ذلِکَ اَنَّ الْاَمْرِ بِالْمَعْرُوف وَ النَّهیِ عَنِالْمُنْکَرِ دَعاءٌ إِلیَ الإسْلاَمِ، مَعَ رَدِّ الْمَظالِم وَ مُخالَفَهِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَهِ الفَیْیِ وَ الْغَنائِمِ وَ اَخْذ الصَّدَقاتِ مِن مَواضِعِها فِی حَقِّها.ثُمَّ اَیَّتُهَا الْعِصابَهُ بِالْعِلْم مَشْهوَرهٌ، وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَهُ، وَبِالنَّصیحَهِ مَعْروفَهٌ، وَ بِاللَّهِ فِی اَنْفُسِ النَّاسِ مَهابَهٌ یَهابُکُمُ الشَّریفُ، وَ یُکْرِمُکُمُ الضَّعیفُ، وَیُوْثِرُکُمْ مَنْ لافَضْلَ لَکُمْ عَلَیْهِ وَ لایَدٌلَکُمْ عِنْدَهُ تَشْفَعُونَ فیالحَوائِجِ إِذا إِمْتَنَعَتْ مِنْ طُلاَّبِها وَ تَمْشُونَ فیِالطَّریقِ بِهَیْبَهِ الْمُلُوکِ وَ کَرامَهِ الاکابِر، اَلَیْسَ کُلُّ ذلِکَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِما یُرْجی عِنْدَکُمْ مِنَ القِیامِ بِحَقِّ اللَّهِ؟ وَ إِنْ کُنْتُمْ عَنْ اَکْثَر حَقِّهِ تُقَصِّرُونَ، فَاسْتَخْفَفْتُمْ بِحَقِّ الْائِمَّهِ، فَاَمَّا حَقُّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ، وَ اَمَّا حَقِّکُمْ بِزَعْمِکُمْ فَطَلَبْتُم فَلا مالاَبَذَلُْتمُوهُ، وَلانَفْسَاً خاطَرْتُمْ لِلَّذی خَلَقَها، وَ لاعَشْیرَهً عادَیْتُمُوها فی ذاتِ اللَّهِ، اَنْتُمْ تَتَمَنَّوْنَ عَلَی اللَّهِ جَنَّتَهُ، وَ مُجَاوَرَهِ رُسُلِهِ، وَ اَماناً مِنْ عَذابِهِ؟لَقَدْ خَشَیْتُ عَلَیْکُمُ اَیُّهَا الْمُتَمَنَّوْنَ عَلَی اللَّهِ اَنْ تَحِلَّ بِکُمْ نِقْمَهٌ مِنْ نَقَماتِهِ لِاَنَّکُمْ بَلَغْتُمْ مِنْ کَرَامَهِ اللَّهِ مَنْزَلَهً فُضِّلْتُمْ بِهَا، وَ مَنْ یُعْرَفُ بِاللَّهِ لاتُکْرَمُونَ وَ اَنْتُم بِاللَّهِ فِی عِبادِهِ تُکْرَمُونَ، وَ قَدْ تَرَونَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَهٌ فَلاتَفْزَعُونَ، وَ اَنْتُمْ لِبَعْضِ ذِمَمِ آبائِکُمْ تَفْزَعُونَ، وَ ذِمَّهُ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله مَحْقُورَهٌ، وَ الْعُمیَ وَ البُکْمَ وَالزَّمِنَ فیالمَدائِنِ مُهْمَلَهٌ لاتُرْحَمُونَ، وَلا فی مَنْزِلَتِکُمْ تَعْمَلُونَ، وَلامَنْ عَمِلَ فیهَا تَعْنُونَ وَ بِالْاَدْهانِ وَ الْمُصَانَعَهِ عِنْدَ الظَّلَمَهِ تَاْمَنُونَ، کُلُّ ذَلِکَ مَمَّا اَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ النَّهْیِ وَ التَّناهِی، و اَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ. وَ اَنْتُمْ اَعْظَمُ النَّاسِ مُصیبَهً لِمَا غَلَبْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ مَنازِلِ الْعُلَماءِ لَوْ کُنْتُمْ تَسَعُونَ ذَلِکَ بِاَنَّ مَجارِی الاُمُورِ وَ الْاَحْکَامِ عَلیاَیْدِی الْعُلَماءِ بِاللَّهِ الْاُمَناءِ عَلَی حَلالِهِ وَ حَرامِهِ، فَاَنْتُمُ الْمُسْلُوبُونَ تِلْکَ الْمَنْزِلَهِ، وَ مَا سَلَبْتُمْ ذلِکَ إِلاَّ بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ الْحَقِّ وَ اخْتِلافُکُمْ فِیالسُّنَهِ بَعْدَ الْبَیِّنَهِ الْواضِحَهِ، وَ لَوْ صَبَرْتُمْ عَلیَ الْاذی، وَ تَحَمَّلتُمُ الْمَوونَهَ فی ذاتِ اللَّهِ کَانَتْ اُمُورُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ تَرِدُ وَ عَنْکُمْ تَصْدُرُ، وَ إِلَیْکُمْ تَرْجِعُ، وَ لَکِنَّکُمْ مَکَّنْتُم الظَّلَمَهَ مِنْ مَنْزَلَتِکُمْ وَ اسْتَسْلَمْتُمْ اُمُورَ اللَّهِ فِی اَیْدِیهِمْ، یَعْمَلُونَ بِالشُبَهاتِ وَ یَسیرُونَ فِیالشَّهَواتِ، سَلَّطَهُمْ عَلی ذلِکَ فِرارُکُمْ مِنَالْمَوْتِ، وَ إِعْجَابُکُمْ بِالْحَیاتِ الَّتی هِیَ مُفارِقَتِکُمْ، فَاَسْلَمْتُمُ الضُّعَفاءَ فیِ اَیْدیهِمْ فَمِنْ بَیْنِ مُسْتَعْبِدٍ مَقْهُورٍ، وَ بَیْنَ مُسْتَضْعَفٍ عَلی مَعیشَتِهِ مَغْلُوبٌ، یَتَقَلَّبُونَ فِیالْمُلْکِ بِآرائِهِمْ وَ یَسْتَشْعِرُونَ الْخِزْیَ بِاَهْوائِهِمْ، إِقْتَدَاءً بِالاَشْرارِ وَ جَزاهً عَلَیالْجَبَّارِ، فی کُلِّ بَلَدٍ مِنْهُمْ عَلَی مِنْبَرِهِ خَطیبٌ یَصْقَعُ، فَالْاَرْضُ لَهُمْ شاعِرَهٌ وَ اَیْدِیهِمْ فِیهَا مَبْسُوطَهٌ، وَ النَّاسُ لَهُمْ خَوَلٌ لایَدْفَعُونَ یَدَلامِسٍ، فَمِنْ بَیْنَ جَبَّارٍ عَنیدٍ وَ ذی سَطْوَهٍ عَلَی الضَّعَفَهِ شَدیدٌ، مُطاعٍ لایَعْرِفُ الْمَبْدَاَ وَ الْمُعیدَ، فَیاعَجَبَاً وَ مَالی لااعْجَبُ، وَالْاَرْضُ مِنْ غاشٍ غَشُومٍ وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُومٍ، وَ عامِلٍ عَلَیالْمُوْمِنینَ بِهِمْ غَیْرُرحیمٍ، فَاللَّهُ الْحاکِمُ فیما فیه تَنازَعَنا، وَ الْقَاضی بِحُکْمِهِ فَیما شَجَرَبَیْنَنَا.اَللَّهُمّ إِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کانَ مِنَّا تَنَافُساً فِی سُلْطانٍ، وَ لاإلْتماسَاً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلکِنَّ لَنَری الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ تُطْهِرُ الْإِصْلاحَ فی بِلادِکَ، وَ یَامَنُ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ یُعْمَلُ بِفَرائِضِکَ وَ سُنَنِکَ وَ اَحْکامِکَ. فَاِنَّکُمْ تَنْصُرُونا وَ تَنْصِفُونا، قُوی الظَّلَمَهِ عَلَیْکُمْ وَ عَمِلُوا فِی إِطْفاءِ نُورِ نَبیُّکُمْ، وَحَسْبُناَ اللَّهُ، وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا، وَ إِلَیْهِ اَنَبْنا وَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ. [۶۴] .سخن آنحضرت در امر بمعروف و نهی از منکر است و مذمت علمائیکه امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند میفرماید:ای مردم عبرت بگیرید به آنچه خداوند دوستان خود را نصیحت فرموده و پند داده است به ملامت و مذمت علماء یهود و نصاری. هنگامی که میفرماید: «چرا دانشمندان مردم را از گناه و گفتار خلاف باز نداشتند». و باز میفرماید: «آن گروه از بنیاسرائیل که کافر شدند لعن شدند». تا آنکه میفرماید: «چه بد بود کردار آنانیکه چنین میکردند همانا خداوند آنها را نکوهش مینماید زیرا میدیدند ستمکارانی را که در میان ایشان بودندو از کار بد و فساد روی گردان نبودند آنها را نهی نمیکردند چون طمع داشتند به چیزهائیکه میل و رغبت بدان دارند و میترسیدند که از تمایلات نفسانی باز داشته شوند در صورتیکه خداوند میفرماید: «از مردم نترسید و از من بترسید» و میفرماید: «مردان مومن و زنان مومنه دوست دار یکدیگرند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند». خداوند ابتداءً امر به معروف نموده سپس نهی از منکر و این هر دو را واجب قرار داده، زیرا این دو چون برپا شود و ادا گردد همه واجبات الهی چه آسان و چه دشوار استقامت یافته و برپا گردد. زیرا امر به معروف و نهی از منکر نمودن دعوت بسوی اسلام است و بازگرداندن مظالم و مخالفت باظالم و قسمت کردن بیتالمال و غنائم و گرفتن صدقات از محلی از خدا مقرّر فرمود و مصرف نمودن در مورد خود همه از ثمرات و نتایج امر به معروف و نهی از منکر است. سپس شما ای مردم نیرومند بدانش مشهور گشته و به نیکی یاد شده و به خیر خواهی معروف گشتهاید و بوسیله خدا در دلهای مردم مهابتی دارید، چنانکه شرافتمند از شما حساب میبرد و ضعفاء و ناتوان شما را گرامی دارند و آنانکه با ایشان هم درجه هستید شما را مقدم میدارند و ترجیح میدهند برای آن کس که شما را بر او برتری نیست. و شفاعت میکنید درباره کسانیکه حاجتهای آنها منع کرده شده و شما در راه رفتن به هیبت و کرامت و بزرگواری بزرگان گام بر میدارید. آیا همه اینها برای آن نیست که مردم به شما امید دارند که بحق خدا قیام کنید و شما از بسیاری از حق خدا کوتاهی کردهاید و حقوق ائمه را پست شمردهاید و حق مردم ضعیف و ناتوان را نادیده گرفتهاید؟ اما حقی که خیال میکنید برای شما امت بدست آوردهاید پس شما در این راه نه مالی را صرف کرده و نه جائی را برای خدا به مخاطره انداختهاید و نه برای رضای خدا با عشیره و قبیله دشمنی کردهاید با این وصف آرزوی بهشت و همنشینی با پیغمبر و نجات از عذاب دوزخ را هم تمنّا نموده و امیدوارید. هر آینه میترسم بر شما ای کسانیکه چنین آرزوها دارید، عذابی از عذابهای پروردگار بر شما فرود آید زیرا شما به یک مقامی از کرامت پروردگار رسیدید که بر همه برتری یافتید و حال آنکه مردم شناخته شده به خدا بسیارند که گرامی داشته نشدهاند و شماها بخاطر خدا در میان مردم ارجمند هستید و شما میبینید که عهد خدا در هم شکسته شده و جزع نمیکنید و شما را باکی نیست و حال آنکه برای شکسته شدن پیمان پدرانتان جزع مینمائید و میبینید که حق رسول خدا در میان شما پست و بیمقدار شده. و کورها و لالها و زمینگیرها در همه شهرها بیسرپرست ماندند و رحم کرده نمیشوند و شما باندازه مقام خود و درخور مسئولیت عمل نمیکنید و کسی هم که بدو عمل نماید توجهی ندارید و با سازش و همکاری با ستمکاران خود را آسوده دارید. تمام اینها برای این است که آنچه خداوند شما را از آن باز داشته و نهی نموده است شما از آن غافل هستید، مصیبت بر شما از همه مردم بزرگتر است زیرا شما دست یافتید و غلبه کردید بر مقام و منزلت علماء وای کاش سعی مینمودید.چنانچه میفرماید: مجاری امور و احکام در دست علماء به خدا است که امین بر حلال و حرام او هستند، و باید زمام امور بدست آنها باشد، و شمائید که این مقام از شماها گرفته شده، و آن از شماها گرفته نشده مگر بواسطه تفرّق شما از حق، و اختلاف شما درباره روش پیغمبر با وجود دلیل روشن، و اگر شماها بر آزار شکیبا باشید، و در راه خدا تحمل بخرج دهید، زمام امور خدا به شماها برگردد و از طرف شماها اجراء شود، و شما مرجع کار مردم باشید ولی شما خودتان ظلمه را در مقام خود جای دادید، و امور حکومت خدا را به آنها واگذاشتید تا بشبهه کار کنند، و در شهوات و دلخواه خود پس روند. آنان را بر این مقام مسلّط کرده گریز شماها از مرگ و خوش بودن شماها به زندگی دنیا که از شما جدا خواهد شد. نا توان را زیر دست آنها کردید برخی را برده و مقهور کنند و برخی را ناتوان یک لقمه نان و مغلوب نمایند مملکت را به رای خود زیرو رو کنند و رسوائی هوسرانی را برخود هموار سازند به پیروی از اشرار و دلیری بر خدای جبار، در هر شهری خطیبی سخنور بر منبر دارند و همه کشور اسلامی زیر پای آنها است و دستشان در همه جاز باز است، و مردم همه در اختیار آنها هستند و هر دستی بر سر آنها زنند دفاع آن نتوانند، برخی زورگو و معاندند و بر ناتوان به سختی یورش برند، و برخی فرمانروایند و به خداو معاد عقیده ندارند. شگفتا از این وضع و چرا در شگفت نباشم که زمین در تصرف مردی دغل و ستمکار است، و یا زکاه بگیر نا بکار، و یا حاکم بر مومنان که به آنها مهربان نیست و ترحمی ندارد، و خدا حاکم باد در آنچه ماکشمکش داریم، و او به حکم خود در موضوع اختلاف ما قضاوت کند.بار خدایا تو میدانی که دین تو را برپا بینیم و در بلادت اصلاح نمائیم و ستم رسیدههای از بندههایت را آسوده خاطر کنیم، و به واجب و سنّت و احکام تو عمل شود. شماها باید ما را یاری کنید، و به ما حق بدهید. نیروی ستمکاران بر سر شماها است، و آنها در خاموش کردن نور پیغمبر شما میکوشند، و خدا ما را بس است، و بر او توکل داریم، و به درگاه او بازگردیم، و سرانجام به سوی اوست.
برگرفته از کتاب از مدینه تا مدینه و حماسه حسینی نوشته: غلام حسین اسدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *