معجزات و کرامات

سقوط و مرگ هادی خان،به خاطر اهانت به عمامه

زمان رضاخان، در ایام متحدالشکل نمودن لباس و ممنوعیت عزاداری، روزی در چهارسوق بازار قم، «هادی خان نایب» راه را بر آقا سید حبیب چاووشی که برای روضه خوانی میرفته است، میگیرد و از او میخواهد که عمامهی خود را تحویل بدهد و متحدالشکل شود! [ صفحه ۱۳۰] سید فوق الذکر، که مردی جلیل القدر بوده و در بین مردم محبوبیتی داشته است، از نایب میخواهد که از او درگذرد و این کار را نکند، ولی نایب با اصرار و قلدری در حضور مردم، عمامه را از سر سید برمیدارد. سید دلش شکسته شده و در حالیکه اشک از دیدگانش سرازیر بوده است، خطاب به نایب میگوید: برو نایب، انشاءالله از جدم ابوالفضل (ع) عوضش را بگیری!همان شب هادی خان کشیشک بازار بوده است. او در حالی که از دریچهی بام چهارسو به بازار چشم دوخته بود، ناگهان از بالا به زیر افتاد و مغزش با زمین اصابت نمود و فورا مرد. [۸۱] .
برگرفته از کتاب آثار و برکات حضرت امام حسین (ع) نوشته: محمد رضا باقی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *