اخلاق و فضائل

شجاعت و شهادت زهیر بن قین در کربلا

زهیر بن قین عثمانی بود نه علوی. در میان راه به شرف صحبت امام حسین علیهالسلام نایل شد. از نطقهای او در مواقع متعدد، موقعیت او دانسته میشود. زهیر وقتی حسینی شد میدانست که وارد صحنهی مبارزه با آل امیه میگردد، و به جهت اینکه به همسرش آسیبی نرسد، او را طلاق داد و از خود جدا کرد و نزد فامیلش روانه [ صفحه ۴۵۷] نمود تا از ناحیهی زهیر جز خیر به او نرسد. زهیر همان کسی است که از امام علیهالسلام اجازه خواست تا با حر بجنگد و میگفت: به دنبال او سپاه زیادی میرسد که ما را طاقت جنگ با آنان نیست. زهیر کسی است که حبیب عصر تاسوعا به او میگوید: تو با دشمن سخن میگویی یا من؟ و او به پشتیبانی حبیب سخن گفت و از او دفاع کرد. او شب عاشورا در پاسخ امام علیهالسلام سخنانی گفت که به آن اشاره کردیم، و روز عاشورا در برابر دشمن خطابهی مفصلی خواند و به شمر تعرض نمود و گفت: «یابن البوال علی عقبیه! ما ایاک اخاطب، انما انت بهیمه» [۵۲۵] او خود را بالاتر از این میدانست که شمر را طرف خطاب خود قرار دهد، و شمر را جزو چارپایان محسوب میدارد. پس معلوم میشود که او مرد شریف، عاقل و خطیبی بوده است. غلام زیاد و غلام ابنزیاد میخواستند با او یا با حبیب و یا بریر مبارزه و جنگ تن به تن بنمایند، ولی عبدالله بن عمیر کلبی به آن دو مهلت نداد و هر دو را هلاک نمود. در کتب تاریخ آثار نیکویی از زهیر در روز عاشورا ثبت و ضبط گردیده است؛ موقعی که شمر با گروهی به خیام حرم حمله کرد و میخواست خیمهها را با هر کس در آن است بسوزاند، همین زهیر با ده نفر از اصحاب بر شمر و گروه او حمله کرد و همه را دور نمود، و یک نفر از افراد شمر به نام اباعزه ضبابی را کشتند. [۵۲۶] آنها نتوانستند در مقابل زهیر و یاران او مقاومت کنند، ضبابی در اثر حمله زهیر و یاران او کشته شد و بقیه افراد شمر پا به فرار گذاشتند و اگر توانایی مقاومت داشتند فرار نمیکردند، بلکه در مقابل آنها مقاومت میکردند. زهیر روز عاشورا تا بعد از نماز ظهر زنده بود، و از امام علیهالسلام دفاع میکرد و مدتی او و حر بن یزید به کمک یکدیگر با دشمن جنگ میکردند.طبری از ابومخنف نقل مینماید: زهیر و حر جنگ سختی نمودند، [ صفحه ۴۵۸] وقتی یکی از آن دو حمله میکرد و در وسط دشمن گیر میکرد، دیگری به کمک او میآمد و او را از چنگ دشمنان خلاص میکرد، و این دو شجاع مدتی به این نحو جنگ میکردند، و پس از اینکه حر کشته شد زهیر مدافع بود، و جنگ سختی نمود و میگفت:انا زهیر و انا ابنالقین اذودهم بالسیف عن حسیناو بر شانه امام دست میزد و میگفت:اقدم هدیت هادیا مهدیا فالیوم تلقی جدک النبیاوحسنا والمرتضی علیا و ذالجناحین الفتی الکمیاو اسد الله الشهید الحیا [۵۲۷] . مثل آن جناب زهیر، امام علیهالسلام را تسلی میداده و به ملاقات پیغمبر، امیرالمومنین، حضرت حمزه، جعفر بن ابیطالب و امام حسن مجتبی علیهمالسلام در چنین روزی بشارت میداده است. سرانجام کثیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس بر آن جناب حمله کردند و هر دو به کمک یکدیگر او را شهید نمودند.کثیر بن عبدالله شعبی همان کسی است که ابنسعد او را نزد امام علیهالسلام فرستاد تا بپرسد برای چه آمده است، درباره او نوشتهاند: او سوار شجاع بیباک هتاکی بود، و از هیچ چیز روی گردان نبود، به ابنسعد گفت: اگر میخواهی بروم و حسین را غفلتا و ناگهانی بکشم. و او همان کسی است که ابوثمامه صائدی جلو او را گرفت و نگذاشت به امام علیهالسلام نزدیک شود و به امام علیهالسلام گفت: بدترین مردم و بیباکترین آنها در خونریزی، نزد تو میآید. [۵۲۸] .زهیر تشنه است، شب نخوابیده و از صبح تا بعد از ظهر مشغول جنگ و دفاع [ صفحه ۴۵۹] و خطابه بوده است، پس از همهی سختیها و جنگها، کثیر بن عبدالله به کمک مهاجر بن اوس او را شهید نمودند و چنان نبود که چنین سوار شجاع بیباک سفاک فتاک، به تنهایی بتواند با جناب زهیر روبهرو شود و آن مرد خسته را از پای درآورد. این گونه قضایا کاشف از شجاعت این دلاوران اسلام است – حال دشمنان اهل بیت علیهمالسلام و محدثین بنی امیه تا میتوانند کتمان کنند – و از اشعار جناب زهیر، کمال شجاعت و قوت ایمان آن سرور و معرفت او به اولیاء الله دانسته میشود.
برگرفته از کتاب تاریخ سید الشهدا ء (ع)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *