از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر امام حسین (ع) – لاجرم آن شاهد صبح ازل

لاجرم آن شاهد صبح ازل
پادشاه دلبران عزوجل

چون جمال بی مثال خود نمود
ناظران را عقل و دل از کف ربود

پس شراب عشقشان در جام (پیمانه)ریخت
هر یکی را در خور اندر کام ریخت

باده شان اندر رگ و پی جا گرفت
عشقشان در جان و دل مأوا گرفت

جلوه ی معشوق شور انگیز شد
خنجر عاشق کشی خونریز شد

پس به راه امتحان شد رهسپار
خواست تا پیدا کند آلات کار

بانگ برزد فرقه ی ناکام را
بی نصیبان نخستین جام را

کای زجام اولین تان اجتناب
جام دیگر هست ما را پر شراب

ظلم می ریزد از این لبریز جام
ساقیش جام شقاوت کرده نام

مستی آن عشرت و عیش و سرور
نشئه ی آن نخوت و تاز و غرور

هر دو می لیکن مخالف در خواص
هر یکی را نشأه یی ممتاز و خاص

آن یکی مشحون ز تسلیم و رضا
آن یکی مملو ز آسیب و قضا

کیست کو زین جام گردد جرعه نوش ؟
پند ساقی را کشد چون دُر به گوش ؟

پرده پیش چشم حق بینان شود
آلت قتاله ی اینان شود

ظلمتی گردد بپوشد نور را
فوق روز آرد شب دیجور را

بر کشد بر قتلشان شمشیر تیز
جسمشان راسازد از کین ریز ریز

تلخ سازد آب شیرینشان به کام
روز روشنشان کند تاریک شام

گردد از تأثیر این فرخ شراب
از جلال و جاه و منصب کامیاب

لیکن آخر نار سوزان جای اوست
دوزخ آتشفشان مأوای اوست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *