از دیدگاه شعرا

شعر رحلت حضرت رقیه علی اکبر پیروی

چه با آن نوگل بستان زهرا علیه السلام شد ، خدا داند
که رفت از هوش و شد مدفون و آنجا بستری دارد
حسین بن علی علیه السلام در شام ویران دختری دارد
به کنج شام ویران دختر نیک اختری دارد
عزیزی ، دلبری ، شیرین زبانی ، ماه رخساری
لطیفی ، نازنینی ، گلرخی ، مه پیکری دارد
به کنج شام و در یک خانه تاریک و ویرانه
در این ویران سرا گنجی و گنجش گوهری دارد
سه ساله دختر مظلومه سلطان مظلومان
(رقیه ) رو در آنجا بین چه عالی محضری دارد
اگر صحن و رواق او ندارد ظاهرا وسعت
ولی این جای کوچک در نظر زیب و فری دارد
چو دربار سلاطین معظم آن همایون فر
به دربار همایونش کتاب و دفتری دارد
ز یک سو جمع باشد گرد هم قنداق و گهواره
به سمت دیگری کاخ رفیعش منبری دارد
شهادت می دهند قنداقه و گهواره بر خردیش
دهد منبر گواهی کو مقام اکبری دارد
به دقت گر ببینی آستان اقدس او را
گواهی می دهی که آنجا رواق منظری دارد
ضریح و بارگاه قدسی آن دختر والا
به چشم اهل معنی ، معنی والاتری دارد
ولی این دختر مظلومه هم در شام بدفرجام
ز جور شام ویران سرنوشت دیگری دارد
ز دشت کربلا و کوفه آمد شام و در این جا
چه آمد بر سر او ، قصه حزن آوری دارد
شبی می پرسد از عمه که بابایم کجا رفته ؟
سفر هر چند طولانی است ، آن هم آخری دارد
چو از زینب جواب مثبتی نشنید آن دختر
ز آه و شیونش آن شب خرابه محشری دارد
یزید دون چو بشنید این غریو از خواب شد بیدار
بگفتا : چیست این غوغا که بر جان اخگری دارد ؟
جوابش داد حاجب کاین هیاهو از اسیران است
نوا از دختری باشد که حال مضطری دارد
پدر می خواهد و از دوری او می کند شیون
ز فرط غصه و غم جسم زرد و لاغری دارد
چه با آن نوگل بستان زهرا شد ، خدا داند
که رفت از هوش و شد مدفون و آنجا بستری دارد
یزید و بارگاه قدرتش برچیده شد از بیخ
عمل چون بد بود بی شبهه و شک کیفری دارد
بریزد (پیروی ) از پرده دل خون و می نالد
ز فقدان (رقیه ) در دل خود آذری دارد
برگرفته از کتاب بانک جامع حضرت رقیه علیهاالسلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *