از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شام غریبان – چه غروبیست خدا، دلگیر است (محمد مهدی عبداللهی)

چه غروبیست خدا، دلگیر است
زینب از زندگی خود،سیر است

سوی مقتل که نظر افکندم
نیزه ها خورده ،تنت تکثیر است

آمدم بوسه بگیرم،صد حیف
من رسیدم ولی یا رب،دیر است

تو کجا ،گودی گودال کجا
پیکرت سجده گه شمشیر است

زخم ها در بدنت حیرانند
هر طرف می نگرم یک تیر است

حال باید بروم تا کوفه
لیک در مقتل تو،دل، گیر است

غیرت الله ،بیا و بنِگر
اشک هایم به سما ،تبخیر است

خواستم بر بدنت خون گریم
مزد من ،این غل و این زنجیر است

چاره ای نیست غریب مادر
خواب جدم ،به خدا تعبیر است

سر ساقی و سر پاک شما
از نوکِ نیزه مرا تفسیر است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *