از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت حضرت رقیه (س) – امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم

امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم
خـورشـیـد روی نـیـزه را در راه دارم

مـات رخـش در کـنـج ایـن ویـرانـه هـسـتـم
صـحـبـت بـه لـکـنـت بـا سـر آن شاه دارم

بـهـر پـذیـرایـی راسـت شـاه بـی تـن
بـرلـب به جـای خـنـده تـنـها آه دارم

رنـج سـفـر را بـا تـو مـیـگـویـم پـدر جـان
امـا ز گـفـتـن در دلـم اکـراه دارم

از نـاقـه افـتـادم ولـی بـا کـس نـگـفـتـم ؟
دردی مـیـان اسـتـخـوان گـه گـاه دارم

قـرآن بـخـوان ای قـاری لـب تـشـنـه من
تـا شـامـیـان فـهـمـنـد مـن هـمـراه دارم

ایـن شـامـیـان گـویـی نـمـی دانـنـد بـابـا
من هـم عـمـویـی مـثـل قـرص ماه دارم

آمـاده رفـتـن شـدم یـک حـرف مـانـده
آن حـرف را بـا شـیـعـه آگـاه دارم

من شافع صحرای محشرگشته ام چون
اذن شـفـاعـت هـمـچـو ثـارالـلـه دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *