از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن (ع) – چه ماهی از خیمه جدا شد ، چه شیری از بیشه رها شد

چه ماهی از خیمه جدا شد ، چه شیری از بیشه رها شد
عجب شوری در خیمه ها شد ، واویلا

سر لفش دست نسیم است ، زنسل آقای کریم است
چه نازی در اشک یتیم است ، واویلا

واویلا ، کجایی حسن رزم قاسم بینی
ز خشکی لبها تو بوسه چینی ، کنارش نشینی

کشیده شمشیر پور یل جمل
گرفته عباس مه پاره ای بغل

شده شهادت اهلا من العسل
یابن الزهرا لبیک یاحسین

******
دعا کن ای نجمه برایش ، تجلی کرده نعره هایش

به صحرا پیچیده صدایش ، حسن جان
رجز می خواند بین لشگر ، ز سمت خیمه آل حیدر

همه گویند الله اکبر ، حسن جان
یا حیدر ، قلندر شده با دمه جاء الحق

به یک قمزه گردن زده از ارزق ، هو الهو هو الحق
نام حسن شد زنده در این زمین

زخیمه سقا زد نعره آفرین
حسن بیا و شیر نرت ببین

یابن الزهرا لبیک یاحسین
******

ولی عمر شادی سر آمد ، صدای فریادی در آمد
عمو باچشمان تر آمد ، واویلا

عجب تصویری پیش رو بود ، عجب قاتل بی آبرو بود
سر گیسو دست عدو بود ، واویلا

واویلا ، به خاک بلا حج او کامل شد
قد و قامتش چون ابوفاضل شد ، چه خونی به دل شد

به سینه آه ممتد کشیده است
زیر لگدها او قد کشیده است

نفس چو مادر چه بد کشیده است
یابن الزهرا لبیک یاحسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *