از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه اربعین حسینی (ع) – آمدم از سفر و جز غمم احوال نبود

آمدم از سفر و جز غمم احوال نبود
این چهل روز کم از غصه ی چل سال نبود

با سرت بودم و فکر بدن ات می کُشتم
کاش آنروز نمی دیدم و پامال نبود

دم دروازه ی ساعات عجب بزمی بود
کاشکی دور و برم اینهمه جنجال نبود

پیر شد زینبت از بس به سرت سنگ زدند
ورنه این خواهرت آنقدر کهنسال نبود

چوب را زد به لبت یاد لبت افتادم
هیچ کس فکر من و گریه اطفال نبود

خیره شد سمت سکینه ، نفس ام بند آمد
این یکی فکر بدی داشت….نه خلخال نبود..

خسته ات می کنم اما ز سفر برگشتم
چه بگویم خبر از زینب و اجلال نبود

جای شکر است که برگشتم و دیدم امروز
بدن کوفته ات گوشه گودال نبود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *