حوادث، وقایع، هجرت

شهادت عبد الله بن عفیف به خاطر اعتراض به ابن زیاد

صفحه ۱۰۸ از ۱۲۰
۲) [پس از پایان مجلس ابن زیاد] اعلام کردند: نماز را به جماعت بخوانید! مردم در مسجد اعظم [کوفه] گرد آمدند، ابن زیاد )
بالای منبر رفت و گفت:
حمد، مخصوص خدایی است که حقّ و اهلش را پیروز کرد، و امیر مؤمنین یزید
______________________________
۱) ابن زیاد و اهل بیت امام حسین علیه السّلام قریش بودند از این رو به نوعی بینشان پیوند خویشاوندی بود. )
۱۱۶ / ۴۵۸ ، به نقل از أبی مخنف از سلیمان بن أبی راشد از حمید بن مسلم، با کمی تغییر و ارشاد شیخ مفید، ۲ / ۲) تاریخ طبری، ۵ )
و ۱۱۷ ، با اندکی تفاوت و سبط ابن جوزی این ماجرا را به اختصار ذکر کرده است، ر ک:
تذکره الخواص، ۲۵۸ ، به نقل از هشام بن محمد [راوی مقتل أبی مخنف.]
۴۵۹ ، به نقل از أبی مخنف. / ۳) تاریخ طبری، ۵ )
نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعۀ الطف، ص: ۱۹۸
بن معاویه و حزبش را نصرت نمود و کذّاب بن کذّاب [یعنی] حسین بن علی و شیعیانش را کشته است! هنوز گفتار ابن زیاد تمام
نشده بود که عبد الله بن عفیف أزدی غامدی- که از شیعیان علی کرّم الله وجهه به حساب میآمد و از مسجد اعظم جدا نمیشد و
تا شب در آن نماز میخواند- با شنیدن سخن ابن زیاد به ناگاه از جای خود برخاست و گفت: هان! که دروغگوی، فرزند دروغگو،
تو و پدرت و آنکه تو و پدرت را به ولایت گماشت هستید، آی پسر مرجانه! آیا [از سویی] فرزندان پیامبران را میکشید و [از سوی
دیگر] گفتار صدّیقین را بر زبان میرانید؟! ابن زیاد گفت: او را نزد من بیاورید! [در این هنگام] مأمورین آماده باش [عبد الله بن
را سر داد. یا مبرور! [آی نیکو رفتار]، ناگاه «۱» عفیف] را دستگیر کردند ولی او در حالی که مأمورین او را میبردند، شعار أزدیان
جوانان قبیله أزد آمدند و او را [از چنگ مأمورین ابن زیاد] رها ساختند و به خانهاش بردند.
ولی [پس از مدتی ابن زیاد عدّهای] را سراغش فرستاد و او را دستگیر کرده و به قتل رسانید، و فرمان داد عبد الله را در شورهزار
«۲» . کوفه به دار آویختند
برگرفته از کتاب نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا نوشته: لوطبن یحیی ابومخنف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *