حوادث، وقایع، هجرت

مردم بخاطر دنیا از امیرالمو منین اعراض کردند

خاندان پیامبر در مقابل آن همه خرجهای بیجا که عثمان و معاویه داشتند و چه بسا حق السکوت بود، به شدت مخالفت می کردند و همین امر باعث اعراض مردم از آنها شد، مردمی که بدنبال دنیا و شیفته دنیا هستند، وقتی عدالت به دنیای آنها لطمه بزند از عدالت و عدالت گستر بیزاری می جویند و به دنیا و دنیامدارها می پیوندند، امیرالمو منین بخوبی این را می دانست و همین نکته را به مردم گوش زد کرد، وقتی مردم بعد از عثمان به طرف وی آمدند، حضرت فرمود: مرا رها کنید و دیگری را دریابید که در آینده ما با کاری مواجه می شویم که وجوه و رنگها دارد و دلها برای آن استقامت نکند و عقلها ثابت نماند (مردم تحمل نکنند) همانا آفتها چون ابرها از هر طرف فراگرفته اند و راه و دلیل تغییر کرده ، بدانید که اگر من به شما جواب مثبت دهم شما را به آنچه خود می دانم می برم و به سخن گوینده و ملامت کننده گوش نمی دهم . (۱۶۱)
و در کافی است که امام صادق (ع) فرمود: حضرت پس از خلافت بر منبر رفته حمد و ثنای الهی بجای آورده فرمود: بخدا من از غنائم شما درهمی بر نمی دارم تا وقتی که در مدینه شاخه ای از من سرپاست ، خودتان تصدیق کنید آیا من از خودم دریغ می کنم و به شما عطا می کنم ؟ (یعنی حساب کار خود را بکنید) عقیل برادر بزرگ حضرت برخواسته عرض کرد: تو را به خدا آیا مرا با یک سیاه پوست مدینه مساوی قرار می دهی ؟ حضرت فرمود: بنشین آیا اینجا کسی جز تو نبود که سخن گوید؟!
تو بر آن سیاه پوست برتری نداری مگر به سابقه (درخشان در خدمت به اسلام ) یا داشتن تقوی (۱۶۲)
برگرفته از کتاب اسرار عاشورا نوشته: سید محمد نجفی یزدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *