مقتل

مقتل – اسب تاختن اولاد زنا بر بدن مبارک سیدالشهداء

مرحوم کلینی در کتاب کافی شریف از ادریس بن عبدالله نقل کرده: [۸۰] لما قتل الحسین ارادوا القوم ان یوطئوه الخیلهنگامی که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شهید شد لشگر کافر کوفه و شام خواستند بر پیکر آن حضرت اسب بتازند فضه خادمه محضر علیا مکرمه حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت: ای خانم سفینه که غلام آزاد کرده رسول خدا بود وقتی در دریا کشتی او شکست و به آب افتاد خود را به جزیره رسانید، شیری در آن جزیره قصد هلاکت او را کرد، سفینه گفت: یا اباالحرث انا مولی رسول الله ای شیر من آزاد کرده رسول خدایم، مرا اذیت مکن فهمهم بین یدیه حتی اوقعه بین الطریق چون شیر نام مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنید متعرض هلاک او نشد، همهمه کرده باشاره او را آورد بر سر راه رسانید.سپس فضه خاتون محضر علیا مخدره زینب کبری سلام الله علیها عرضه داشت:ای بانو شنیدهام در این حوالی شیری است اگر مرا مرخص فرمائی بروم آن شیر را از این واقعه خبر کنم شاید در این درماندگی به فریاد ما غریبان برسد و جسد مولای ما را حراست کند.علیا مخدره اجازت داد.فضه روی به صحرا نهاد تا خود را به محل آن شیر رساند نزدیک رفت و با صدای بلند فرمود: یا اباالحارث، فرفع راسه ای شیر، شیر سرش را بلند نمود.ثم قالت: اتدری ما یریدون ان یعملوا غدا بابی عبدالله علیه السلام؟ سپس فضه خاتون فرمود: ای شیر میدانی این گروه از خدا بیخبر فردا چه خیالی دارند و میخواهند [ صفحه ۷۵۰] که بر سلطان دنیا و آخرت چه بنمایند؟یریدن ان یوطئوا الخیل ظهره اراده کردهاند اسبها را بر بدن سید الشهدا بتازند و استخوان سینه و پشت آن حضرت را توتیا سازند.چون شیر این خبر کدورتاثر را شنید غرشکنان و اشگریزان روی به قتلگاه سید الشهداء آورد و با چشم پر حسرت به آن کشتهها نگریست و زار زار گریست و در تفحص جسم و پیکر بیسر سرور شهیدان میان کشتهها میگشت به هر کشته که میرسید نگاهی میکرد و میگذشت تا آنکه به بدن چاک چاک امام علیه السلام رسید پیکری دید که تمام اعضاء و جوارحش از هم گسسته و هیچ عضو سالمی از آن نمانده دست خود را روی آن کشته به خون آغشته نهاد لشگر کوفه و شام وقتی پیش آمدند و خواستند مرکبان خود را بر پیکر امام علیه السلام بدوانند آن منظره را دیدند خبر به پسر سعد حرامزاده دادند آن ملعون گفت این فتنهای است که نباید افشاء و آشکار شود سپس به لشگریان امر نمود که از تاختن مرکبان بر نعش مطهر امام علیه السلام فعلا منصرف شوند آن گروه بیدین و از خدا بیخبر منصرف شدند و از نعش برگشتند، آن شیر روز عاشوراء و شب را در آنجا ماند و از نعش مطهر امام علیه السلام حراست نمود و فردای آن که روز یازدهم بود قتلگاه را ترک و رفت و عصر روز یازدهم که عمر سعد اجساد خبیثه کفار کوفه و شام را امر کرد دفن کنند فرمان داد چند نفر اسب بر بدن مطهر امام علیه السلام بتازند تا دستور ابنزیاد حرامزاده اجراء شده باشد.مولف گوید:طبق فرموده مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار [۸۱] اسامی افرادی که اسب بر بدن مطهر امام علیه السلام تاختند عبارتست از: ۱- اسحق بن حیوه الحضرمی [۸۲] .) ۵۹- اخنس بن مرثد ۳- حکیم بن طفیل السنبسی ۴- عمرو بن صبیح الصیداوی ۵- [ صفحه ۷۵۱] رجاء بن منقذ العبدی ۶- سالم بن خیثمه ۷- صالح بن وهب الجعفیان ۸- واحظ بن ناعم ۹- هانی بن ثبیت الحضرمی ۱۰- اسید بن مالکاز ابوعمرو زاهد مروی ا ست که به نسب ایشان نظر کردم هر ده نفر ناکس و زنازاده بودند و جناب مختار علیهالرحمه وقتی بر ایشان دست یافت فرمان داد دست و پاهای آنها را با میخها به زمین کوبیدند آنگاه اسب بر ابدان خبیثه آن زنازادگان دواندند تا به جهنم واصل شدند.تنبیه و تذکراخبار متعددی وارد شدهاند که تمام پامال شدن بدن مطهر امام علیه السلام را زیر دست و پای مرکبان اثبات میکنند از جمله روایتی است از حضرت امام باقر علیه السلام، در فقره آخر این حدیث آمده است:و لقد قتل بالسیف و السنان و بالحجاره بالخشب و بالعصا و لقد اوطوه الخیل بعد ذلک. [۸۳] .حضرت میفرمایند:حضرت سید الشهداء علیه السلام با شمشیر و نیزه و سنگ و چوب و عصا کشته شد و بعد با مرکبها بدن مطهرش را پایمال کردند.
برگرفته از کتاب مقتل از مدینه تا مدینه نوشته: جواد ذهنی تهرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *