مقتل

مقتل – رسیدن موکب همایونی به تنعیم و شرح حوادث در آنجا

چون موکب همایونی سلطان دنیا و آخرت از مکه معظمه حرکت نمود به وادی تنعیم [۴۱] رسید، ارباب تاریخ از وقوع دو حادثه در این سرزمین خبر دادهاند:۱- پس از رسیدن اردوی کیوان شکوه به این سرزمین عون و جعفر فرزندان عبدالله بن جعفر محضر مبارک امام علیه السلام مشرف شدند و عریضه پدر را به نظر مبارک رساندند.مولف گوید:مضمون این نامه قبلا نقل شد و گفتیم که عبدالله در ضمن نامه از جناب امام علیه السلام درخواست توقف نمود تا او بیاید، زمانی نگذشت که عبدالله با نامه عمرو بن سعید والی حرمین شریفین و برادرش یحیی ابن سعید رسیده و مکتوب امان را دادند و ارجاع آن بزرگوار را خواستار شدند ولی مفید واقع نگشت و حضرت بوی فرمودند:پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را دیدهام و مامور این مسافرت شدهام.از انوار العلویه نقل شده که عبدالله عازم ملازمت رکاب همایون شد امام علیه السلام به جهت کم نوری چشمهای او راضی نشدند چون عبدالله مایوس گردید هر دو پسرش عون و محمد را به نیابت خود به ملازمت رکاب آن حضرت در سیر و جهاد امر نمود و خود با یحیی در کمال حسرت مراجعت کرد…۲- سید بن طاووس رحمه الله علیه مینویسد در آن مکان (وادی تنعیم) کاروانی از یمن هدایا و تحف بار کرده بود و به جهت یزید بن معاویه میبرد، خامس آل عبا پرسید این هدایا از کیست؟ [ صفحه ۲۳۶] ساربان عرض کرد: فدایت شوم بحیر بن یسار والی یمن به جهت امام زمان یزید بن معاویه فرستاده حضرت از این سخن برآشفت فرمان داد هدایا را اخذ و تصرف نمایند زیرا که امام زمان و قطب عالم امکان وجود اقدسش بود و امور مسلمانان در ید تصرف آن جناب بود باری به روایت مرحوم ابننما بار آن شتران بعضی از عطریات و برخی از حلههای یمنی بود.سپس حضرت به آنها فرمودند: حالا اگر میل دارید همراه ما به عراق بیائید ما تمام شترهای شما را کرایه میکنیم و اگر نمیخواهید برگردید تا اینجا کرایه خود را بگیرید، پس بعضی از شتربانان باتفاق امام علیه السلام رو به عراق آورده و شترها را زیر بار بنه حضرت آوردند و بعضی دیگر برگشته و خبر بردند.
برگرفته از کتاب مقتل از مدینه تا مدینه نوشته: جواد ذهنی تهرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *