مقتل

مقتل – لشعار مرحوم محتشم در بیان زبان حال علیا مخدره

حضرت زینب خاتون سلام الله علیها هنگام عبور از قتلگاهبر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور نشور واهمه را در کمان فتادهر چند بر تن شهداء چشم کار کرد بر زخمهای کاری تیر و سنان فتادناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتادبیاختیار نعره هذا حسین از او سر زد چنانکه آتش او در جهان فتادپس با زبان پر گله آن بضعه رسول رو در مدینه کرد که یا ایها الرسولاین کشته فتاده بهامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توستاین ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توستاین خشگ لب فتاده ممنوع از فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توستاین شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه خرگاه از این جهان زده بیرون حسین توستپس روی در بقیع به زهرا خطاب کرد مرغ هوا و ماهی دریا کباب کرد [ صفحه ۷۹۴] کی مونس شکستهدلان حال ما ببین ما را غریب و بیکس و بیآشنا ببیناولاد خویش را که شفیعان محشرند در ورطه عقوبت اهل جفا ببینتنهای کشتهگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزهها ببینآن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه کربلا ببینو نیز سکینه خاتون جسد پاره پاره پدر را در بر کشید و چنان ناله و زاری میکرد که از حد توصیف خارج است
برگرفته از کتاب مقتل از مدینه تا مدینه نوشته: جواد ذهنی تهرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *