مقتل

مقتل – مبارزه نمودن شیر بیشه شجاعت حر بن یزید ریاحی بین دو لشگر و شهادت آن نامدار

پس از آنکه فرزند برومند جناب حر به درجه رفیعه شهادت رسید آن دلاور با اخلاص با دلی مشحون از خون در مقابل سلطان عالمین آمد سر تعظیم فرود آورد اذن جهاد گرفت، امام علیه السلام به او رخصت داد وی روانه میدان شد و در اینحال زبانحالش این بود:شعرکنون نوبت کارزار من است خزان پسر شد بهار من استبه کین پسر کارزاری کنم که اندر جهان یادگاری کنمارباب مقاتل گفتهاند:در روز عاشوراء میان اصحاب باوفای امام حسین علیه السلام شجاع و دلاوری به مثل حر بن یزید ریاحی نبود آن شیر فرزانه در میدان کربلاء چنان رشادتی از خود نشان داد که عقلها را حیران نمود.در ترجمه وی گفتهاند:وی سپهسالار پسر زیاد بود و بر تمام ابطال و ناموران کوفه و شام برتری داشت و چنان شجاع و دلیر بود که یک تنه با هزار سوار مقابل بود باری آن عالی مقدار پس از گرفتن اذن از سلطان کربلاء خود را به دو دانگه میدان رساند و طرید نبرد چنان بجا آورد که هوش از سر هر دو لشگر پرید سپس رجزی خواند که ابوالمفاخر در ترجمهاش آن را چنین به نظم آورده:شعرمنم شیر دل، حر مردم ربای کمر بسته پیش ولی خدای [ صفحه ۴۷۸] منم شیر و شمشیر بران بدست که دارد بر شیر و شمشیر پای
برگرفته از کتاب مقتل از مدینه تا مدینه نوشته: جواد ذهنی تهرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *