مقتل

مقتل – مقاله ابومخنف در مقتل

در مقتل ابومخنف آمده است که چون مرکب حضرت خامس آل عبا علیه السلام به زمین محنت بار کربلاء رسید قدم برنداشت هر چه حضرت بر آن هی زد اسب گام از گام پیش نگذاشت امام علیه السلام مرکب دیگر طلبید و سوار شد آن حیوان نیز حرکت نکرد، فلم یزل یرکب علیه السلام فرسا فرسا حتی رکب سته افراس حضرت شش اسب عوض کرد هیچ کدام قدم برنداشتند حضرت رو به یاران کرد و فرمود: [ صفحه ۳۲۶] ای موضع هذه این زمین چه زمینی است؟عرض کردند: غاضریه است.حضرت فرمودند: شاید نام دیگر هم داشته باشد.عرض کردند: بلی شاطیء الفرات هم مینامند.فرمودند: اسم دیگر هم دارد؟عرض کردند: بلی به آن کربلاء هم میگویند.حضرت فرمودند: آسوده شدم فتنفس الصعداء و بکی بکاء شدیدا و قال:و الله ارض کرب و بلاء و الله هیهنا یقتل الرجال، هیهنا و الله ترمل النسوان، هیهنا و الله تذبح الاطفال و هیهنا و الله تهتک الحریم فانزلوا بنا یا کرام فهیهنا محل قبورنا.پس آه سردی از دل پردرد کشید و گریه شدید نمود و فرمود:بخدا قسم زمین کرب و بلاء همین است، بخدا اینجا مردان ما را میکشند، بخدا قسم اینجا زنان ما بیوه میشوند، بخدا قسم اینجا کودکان ما را سر میبرند، بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده میشود، پس ای جوان مردان فرود آئید، اینجاست محل گورهای ما….شعربار بگشائید اینجا خون ما خواهند ریخت آبروی ما به خاک کربلاء خواهند ریختبار بگشائید آتش بر خیام اینجا زنند گرد بر رخسار آل مصطفی خواهند ریختبار بگشائید اینجا کوفیان بیحیاء خون نور دیده شیر خدا خواهند ریختسپس حضرت از مرکب پیاده شدند و به محض اینکه قدم مبارک امام علیه السلام به [ صفحه ۳۲۷] خاک کربلاء رسید خاک تغییر کرد و رنگش زرد شد و از آن غباری برخاست بر رو و موی حضرت نشست.مولف گوید: به روایت مرحوم شیخ مفید در ارشاد نزول اجلال موکب همایونی حضرت ابیعبدالله الحسین علیه السلام در کربلاء روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال شصت و یک هجری بوده است.
برگرفته از کتاب مقتل از مدینه تا مدینه نوشته: جواد ذهنی تهرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *