معجزات و کرامات

نتیجه تراشیدن ریش در زبان امام حسین

آقای منظور حسین جابر حسین الغاری میر پور خاص سند پاکستان، از حوزهی علمیه قم، در نوشتهای چنین آوردهاند:رئیس زندانهای استان سند پاکستان، در حرم مطهر حضرت معصومه (س) نشسته [ صفحه ۲۶۵] بودند. ایشان در استان سند به عدالت و وثاقت معروف بوده، به عنوان مومن کامل شناخته میشوند. مردی عابد و زاهد و پرهیزکار هستند، و حکم علی بن یقطین عصر خویش را دارند. مومنین بسیاری را از زندانهای دولتی آزاد کردهاند. ایشان، که از محضر آیه الله شیخ غلام مهدی نجفی (موسس دانشگاه جعفریهی سند) و آیه الله سید ثمر حسن زیدی (موسس مدرسهی مشارع العلوم حیدرآباد سند) بسیار مستفید و مستفیض شدهاند، به من گفتند:در سال ۱۳۶۱ هق. / ۱۹۷۱ میلادی، در حرم مطهر حضرت باب الحوائج ابوالفضل العباس (ع) نشسته بودم و مشغول عبادت و زیارت بودم. در آن زمان من محاسن خود را میتراشیدم.ناگاه شخصی نورانی که چهرهاش مثل مهتاب روشن بود و هیبت وعظمت داشت جلوی من آمد. من جرئت نمیکردم که با او همکلام شوم. بالاخره به من گفتند: «ای منظور حسین! کلمهی ایمان را ورد کن!» من روبروی آن جناب کلمهی ایمان را ورود کردم. سپس از من پرسیدند: «چه کسی به تو گفته است که این، کلمهی ایمان و اسلام است؟» گفتم: حضرت پیغمبر اسلام (ص). پرسیدند: «آیا صاحب ولایت هستی و بر امیرالمومنین و امام حسین (ع) و صاحب این مشهد (حضرت قمر بنی هاشم (ع)) ایمان داری؟ گفتم: بلی. الحمدلله. گفتند: «از اینها، کدام یک ریش میتراشیدند؟!من جوابی ندادم و پشیمان و نادم شدم. آن بزرگوار به طرف ضریح مقدس روانه شدند و از نظر من غایب گشتند! [۱۵۱] . [ صفحه ۲۶۶]
برگرفته از کتاب آثار و برکات حضرت امام حسین (ع) نوشته: محمد رضا باقی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *