اصحاب و شاگردان

ویژگی ها و اسامی اصحاب امام حسین علیه السلام

ویژگی ها و اسامی اصحاب امام حسین علیه السلام
اصحاب شهادت طلب و با وفای سید الشهدا علیه السلام، نمونه بارز آگاهی، ایمان، شجاعت و فداکاری بودند و فضیلت آنان بیش از آن است که در این مختصر بگنجد. روایاتی در فضیلت یاران امام وارد شده است. خصوصیات آنان نیز در برخی کتب آمده است.
مروری بر زیارتنامه‏های شهدای کربلا، فضیلت هایی چون وفای به عهد، بذل جان در نصرت حجت خدا، وفا داری به امام و… را یاد آور می‏شود ویژگی های افراد جبهه حسینی به تعبیر یکی از پژوهشگران چنین است :
۱ـ اطاعت محض و عاشقانه
۲- هماهنگی کامل با رهبری (تا جایی که بدون اجازه نمی‏جنگیدند)
۳- خطر پذیری و شهادت طلبی
۴ـ شجاعت ویژه
۵- صباریت و مقاومت جاودانه
۶- سازش ناپذیری
۷- جدیت، قاطعیت و عزم راسخ
۸- خدا بین و خدا خواه
۹- از همه چیز بریده و به خدا پیوسته
۱۰- دقیق، منظم، منضبط
۱۱- نهایت رشد و کمال، صلاح (سیاسی، فرهنگی)
۱۲- الگوی عملی دفاع و مقاومت (لکم فی اسوه)
۱۳- باوفاترین و پای بندترین یاران بر پیمان
۱۴- آزادگی (هیهات منا الذله)
۱۵- فرماندهی ویژه، مدیریت نمونه
۱۶- غنای روحی از ما سوی الله (انطلقوا جمیعا)
۱۷- شرکت در میدانهای جنگ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی در طفولیت و سنین پایین
۱۸ـ (کل) بینی نه (جزء) بینی (کل یوم عاشورا…مثلی لا یبایع مثله)
۱۹- سازنده حرکتهای تاریخ ساز
۲۰ـ مقاومت و مبارزه نابرابر در تنهایی
۲۱ـ یقین و بصیرت کامل، شک شکن
۲۲- پافشاری و استقامت در حق با اقلیت، در برابر اکثریت مخالف (لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله)
۲۳ـ نقش زن در سرنوشت مبارزات سیاسی، فرهنگی بشریت
۲۴- سپر دین بودن، نه دین سپری
۲۵ـ اصالت با جهاد اکبر
۲۶ـ ساختار روحی و جسمی مناسب و هماهنگ با استراتژی عاشورا.
آنان که در رکاب سید الشهدا به فیض شهادت رسیدند، جمعی از بنی هاشم بودند، جمعی از مدینه با آن حضرت آمده بودند، برخی در مکه و طول
راه به وی پیوستند، برخی هم از کوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهید بپیوندند. کسانی هم در راه نهضت حسینی، پیش از عاشورا شهید شدند که آنان نیز جزء اصحاب او به شمار می‏آیند.

یاران اباعبدالله
ماه محرم، ماه حزن اهل بیت علیه السلام و شیعیان است و از حضرت امام رضا علیه السلام روایت است که چون ماه محرم، داخل میشد، پدرم را کسی خندان نمیدید و اندوه و حزن، پیوسته بر او غالب میشد تا روز دهم. چون روز عاشورا میشد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود: امروز روزی است که حسین علیه السلام شهید شده است.
/پاورقی ۱- مفاتیح الجنان/

عاشورا
عاشورا همواره در متن زندگی شیعه و در عمق باورهای پاک او جریان داشته و (نهضت کربلا) در طول چهارده قرن، با کوثری زلال و عمیق، سیرابکنندهی جانها بوده است.
هماکنون نیز عاشورا کانونی است که میلیونها دایرهی ریز و درشت از ارزشها، احساسها، عاطفه ها، خِرَدها و اراده ها بر گِرد آن می چرخد و پرگاری است که عشق را ترسیم میکند. بی شک، محتوای آن حماسهی عظیم و انگیزهها و اهداف و درسهایش، یک (فرهنگ) غنی و ناب و الهامبخش را تشکیل میدهد و در حوزهی وسیع تشیع و دلباختگان اهل بیت علیه السلام، کوچک و بزرگ و عالِم و عامی، همواره با (فرهنگ عاشورا) زیسته، رشد کرده و برای آن جان باخته اند، تا آنجا که در آغاز تولد، کام نوزاد را با تربت سیدالشهدا علیه السلام و آب فرات برمیدارند و هنگام خاکسپاری، تربت کربلا را همراه مُرده میگذارند و در فاصله ی ولادت تا مرگ هم به حسین بن علی علیه السلام عشق می ورزند و برای شهادتش اشک می ریزند و این مِهر مقدس، با شیر وارد جان میشود و با جان به در می رود.
/پاورقی ۲- فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص ۱۷ /
اینک در این مقاله، برآنیم تا به شرح مختصر زندگانی و ویژگیهای منحصر به فرد و بینظیر یاران وفادار آن حضرت بپردازیم.

مسلم بن عقیل
او پسر عموی امام حسین علیه السلام، مورد وثوق وی و نمایندهی اعزامی سیدالشهدا علیه السلام از مکه به کوفه برای بررسی اوضاع و بیعت گرفتن از مردم بود. رشادت و جوانمردی او مشهور بود.
در پی نامه های بی شمار اهل کوفه، او در نیمه ی شعبان، از مکه به کوفه رفت و در آنجا به تلاش وسیعی برای دعوت مردم به بیعت با امام علیه السلام پرداخت. آن زمان، والی کوفه، نُعمان بن بشیر بود. حدود ۱۸ هزار نفر با او به طرفداری از امام علیه السلام بیعت کردند. در اوج فعالیت و قیام حماسی مسلم، والی کوفه عوض شد و ابن زیاد به حاکم کوفه و مقابله با حرکت مسلم، منصوب گشت. جایگاه مسلم در کوفه پنهان بود؛ اما ابن زیاد با کمک جاسوسان، محل اختفای او را پیدا کرد و به دستگیری میزبانش که (هانی بن عُروِه) بود پرداخت. سفیر امام حسین علیه السلام مجبور شد قیام خویش را پیش از موعد، علنی کند. قصر ابن زیاد به محاصره درآمد. ابن زیاد، سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهدید و تطمیع، مطیع خویش ساخت. با ایجاد جَوّ رُعب و وحشت و دستگیریها، بیم و هراس بر مردم، سایه افکند و از دورِ مسلم، پراکنده شدند.
مسلم بن عقیل در کوفه، تنها و غریب و بیپناه ماند. شب، به خانهی زنی به نام (طوعه) رفت. جایگاه او برای ابن زیاد معلوم شد، نیروهایی فرستاد. مسلم از خانه بیرون آمد و در کوچهها و میدان شهر، یک تنه با سربازان ابن زیاد جنگید تا آنکه گرفتار شد و او را به قصر ابن زیاد بردند. پس از گفتگوهای تندی که ردّ و بدل شد، به دستور ابن زیاد او را به بالای قصر برده و پیکرش را به زیر افکندند. شهادت مسلم بن عقیل، روز نهم ماه ذیالحجه سال۶۰ هجری قمری (روز عرفه) بود. آرامگاه او در کوفه و متصل به مسجد کوفه است.
/پاورقی ۳- فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص ۴۵۲/

حُرِّ بنِ یزید ریاحی
او فرمانده لشکری بود که راه را بر کاروان حسینی بست و اجازه ورود آنان را به کوفه نداد. وی در میان قبیله اش از محبوبیت و نفوذ خاصی برخوردار بود و شجاعتی کم نظیر داشت. پس از آن که فرمان جنگ را از عمر بن سعد شنید و اطمینان پیدا کرد که از این کار دست بردار نیستند و از گفت و گو و هشدار دادن به جنایتی که آن ستمکاران در پی انجامش هستند، نتیجه نگرفت، کمکم و آهسته آهسته خود را کنار کشید و به سوی اردوگاه حضرت امام حسین علیه السلام قدم برداشت. یکی از لشکریان کفر که او را آشفته و نگران دید پرسید: -چرا پریشانی؟- حُر پاسخ داد: -به خدا سوگند! من خود را بین راه بهشت و دوزخ میبینم اما جز راه بهشت، راه دیگری اختیار نمیکنم، هر چند بدنم پاره پاره شود-.
سپس با سرعت، خود را به اردوگاه امام حسین علیه السلام رسانید، با پای برهنه، در حالی که چکمه هایش را بر گردنش آویزان کرده بود، پس از شرفیابی عرضه داشت:
– ای پسر رسول خدا! من همان شخصی هستم که مانع مراجعت شما به مدینه شدم. به خدا سوگند! من گمان نمیکردم که این قوم پَست و از خدا بی خبر، پیشنهادهای شما را رَد کنند. اینک خدمت رسیده ام تا از تقصیر و گناهم درگذرید و توبهام را قبول فرمایید. آیا توبه ام پذیرفته میشود؟-
امام علیه السلام فرمودند: (آری! خداوند، توبهی تو را میپذیرد).
حُرّ، روز عاشورا پس از کسب اجازه جنگ، به میدان رفت؛ لشکریان کفر را پند و اندرز داد و عاقبتِ شوم شان را بازگو کرد. او همچنان که مشغول هدایت و موعظه بود، مورد هدف تیرهای لشکر کفر و نفاق، قرار گرفت و بدینگونه جنگ، آغاز شد. او با مهارت و شجاعتی شگفت انگیز، نبرد کرد تا سرانجام او را از هر سو محاصره کرده، به شهادت رساندند. امام حسین علیه السلام در لحظات آخر، خود را بر بالین او رساندند، سرش را به دامان گرفته و فرمودند:
(همانطور که مادرت تو را – حُر- نام نهاد، تو در دنیا آزاد و در آخرت، سعادتمند و خوشبخت هستی)
آنچه که در زندگی آن بزرگوار، قابل ذکر است، درس توبه و بازگشت به سوی خداوند توبه پذیر است و زندگی آن بزرگوار به ما می آموزد که حتی اگر در طول زندگی، از مسیر حق و هدایت، خارج شده باشیم، باز هم میتوانیم با اصلاح امور و جبران گناهان گذشته و امیدوار به لطف و مغفرت بی پایان پروردگار، به مسیر صحیح زندگی الهی باز گردیم و با تمسّک و پیروی از اهل بیت علیه السلام و ائمه معصومین علیه السلام، سعادت دنیا و آخرت خویش را تضمین نماییم.
/پاورقی ۴- کربلا یا گلزار حسینی، مرحوم سید محمد تقی شهرستانی، ص ۱۱۸/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *