پیام عاشورا مشارکت در جهاد

بـررسـی هـمـه مـوارد و شـواهـد این (حضور)، به طول می انجامد. بعنوان نمونه به چند صحنه اشـاره مـی شـود، تـا روشـنـگـر ایـن بـُعـد بـاشـد، آن هـم از بـانـوانِ غـیـر اهل بیت عصمت.طوعهوقـتـی حـضرت مسلم به نمایندگی از سوی امام حسین (ع) به کوفه اعزام شد و هزاران نفر با او بـیـعـت کـردنـد، بـا آمدن ابن زیاد به کوفه و دگرگون شدن اوضاع، مردم نیز دور مسلم بن عـقیل را خالی کردند و او تنها و غریب و سرگردان در شهر کوفه می گشت و پناه و مامنی نداشت. طوعه زنی فداکار بود که وقتی مسلم را شناخت، با آنکه شهر پرآشوب بود، او را به خانه خـویـش راه داد و پـذیـرایـی کرد و با این عمل مخاطره آمیز و شجاعانه، وفاداری خویش را به امام حسین (ع) و نماینده او نشان داد. [۵۸۹] .درها همه بسته بود، در قحطی مرد فریاد نشسته بود، در قحطی مردیک زن، شبِ کوچه های بن بستِ غریب مـردانـه شکسته بود، در قحطی مرد [۵۹۰] .و در یک مرحله، خانه آن زن، میدان رزم مسلم بـا مـهـاجـمـانِ کـوفـی شـد و سـرانـجـام از خـانه طوعه بیرون آمد و در میدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگید. [۵۹۱] .همسر زهیروقـتـی سـیـدالشـهـدا(ع) در راه کـربـلابـه زهـیـر بـن قین برخورد و قاصدی به طرف خیمه او فـرسـتـاد، ابـتدا زهیر نمی خواست اجابت کند و بی میلی نشان داد. ولی همسرش او را تشویق کرد کـه نـزد امـام رود و بـبـیـند که پسر پیامبر چه می گوید و با او چه کار دارد؟ همین رفتن بود که زهـیـر را حـسینی ساخت و به امام پیوست. [۵۹۲] همسرش نیز همراه او آمد و همراه و همسفر زیـنـب و اهـل بـیـت امـام شـد. اگـر تـشویق و تحریک همسر زهیر (دلهم بنتِ عمرو) نبود، شاید زهیر توفیق پیوستن به جناح حق و نیل به فوز شهادت در عاشورا را نمی یافت.ام وهبام وهـب، همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود و در کوفه می زیست. وقتی شوهرش تصمیم گرفت بـرای یـاری سـیـدالشهدا(ع) شبانه از کوفه به کربلا برود، اصرار کرد تا او را نیز همراه خـویـش بـبرد. آنان شبانه به یاران امام پیوستند. روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، او نیز چوبی به دست گرفت و عازم میدان شد، اما سیدالشهدا(ع) جلوی او را گرفت و فرمود: بر زنـان جـهـاد نـیست. پس از آنکه شوهرش به شهادت رسید، خود را به معرکه رساند و به پاک کـردن خـون از چـهـره او پـرداخت. شمر غلام خود را فرستاد. آن غلام، با گرزی که بر سر آن بانوی رشید کوبید، او را هم شهید کرد. [۵۹۳] .فـرزنـد ام وهـب نـیـز در عاشورا به شهادت رسید. مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازی و فداکاری بپردازد. وقتی وهب (پسر او) پس از مقداری جنگیدن، نزد مادر برگشت و گفت: آیـا راضـی شـدی؟ مـادرش گـفـت: وقـتـی راضی می شوم که در رکاب حسین (ع) به شهادت برسی. دوباره رفت و جنگید تا شهید شد. ام وهب، اولین زنی بود که از سپاه حسین بن علی (ع)به شهادت رسید [۵۹۴] و تنها زن شهید در کربلا بود.مادر عمرو بن جنادهکـم سـن و سـال تـرین شهید کربلا از یاران امام، عمرو بن جناده یازده ساله بود. پدرش در حمله اول شـهـیـد شد. خودش خدمت امام حسین (ع) آمد و اجازه میدان طلبید. امام اجازه نمی داد و او اصرار می کـرد. امـام مـراعات حال مادرش را می کرد. ولی او گفت: (اِنَ اُمی اَمَرَتْنی)، [۵۹۵] مادرم دستور داده است که به میدان بروم و لباس رزم بر من پوشانده است.عـلاوه بـر ایـنـکـه مادرش (بحریه بنت مسعود خزرجی) مشوق او برای جهاد و شهادت بود، پس از شـهـادت نـیـز بـا روحـیه ای بزرگ با این مساله برخورد کرد. سپاه دشمن سر او را به طرف سـپـاه امـام حـسـیـن (ع) افـکـنـدنـد. مـادرش آن سـر مـطـهر را برداشت و خطاب به آن می گفت: چه نیکو جهاد کردی پسرم! ای شادی قلبم، ای نور چشمم! سپس سر را پرتاب کرد و با آن کسی را کـشـت، آنـگـاه چـوبه خیمه را برداشت و حمله کرد که به وسیله آن بجنگد. امام حسین (ع) مانع شد و او را به خیمه زنان برگرداند. [۵۹۶] .همسر مسلم بن عوسجه(ام خـلف)، هـمـسـر مـسـلم بـن عوسجه از زنان برجسته شیعه بود که در کربلا حضور داشت و از یـاران سـیدالشهدا(ع) بود. وقتی همسرش مسلم شهید شد، پسرش (خَلَف) آماده نبرد شد. امام از او خـواسـت که به مراقبت از مادرش بپردازد، اما مادرش او را به جهاد در راه یاری امام تشویق کرد و گـفـت: جـز بـا یـاری پـسـر پـیغمبر، از تو راضی نخواهم شد. خلف به میدان شتافت و پس از جنگی نمایان به شهادت رسید. وقتی سر او را به طرف مادرش پرتاب کردند، شجاعانه سر را برداشت و بوسید و گریست. [۵۹۷] .او نیز، هم در تشویق فرزند به مبارزه در راه یاری دین و هم برخورد مناسب و شایسته با شهادت جوانش، الهام بخش مادران شهید است که از تقدیم فرزندان خود برای یاری اسلام، مضایقه ای ندارند.
برگزیده از کتاب پیام های عاشورا نوشته آقای جواد محدثی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *