حوادث، وقایع، هجرت

کیفیت کشته شدن عمر بن سعد

در «اخبار الطوال دینوری» آمده است: به مختار خبر رسیده که شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج، محمد بن اشعث، عمر بن سعد و جماعتی از اشراف کوفه در حال فرار به سمت بصره هستند. مختار هم یکی از خواص خود به نام «ابوالقلوص شبامی» را با عدهای سوار به طلب آنان فرستاد و در نزدیکی مزار به آنان رسید. اشراف با ابوالقلوص مشغول جنگ شدند و پس از ساعتی درگیری، عمر بن سعد اسیر و سایرین متواری شدند. وقتی عمر بن سعد را نزد مختار آوردند، مختار گفت: سپاس خداوند را که مرا بر تو قدرت داد! به خدا سوگند، دلهای آل محمد را به کشتن تو شاد میسازم! ای کیسان، بزن گردن او را و سر او را به مدینه نزد محمد بن حنفیه روانه کن [۷۹۷] .طبری قصه کشته شدن عمر بن سعد را به نحو دیگری نقل نموده است. او میگوید: مختار در اول امر با دشمنان خوش رفتاری مینمود. از اینرو به عمر بن سعد امان داده بود [۷۹۸] روزی محمد بن حنفیه گفت: مختار میگوید شیعه ماست در حالی که کشندگان حسین علیهالسلام روی یک تخت با او مینشینند! وقتی این خبر به مختار رسید، دستور داد عمر بن سعد و پسر او را کشتند و سر آن دو را نزد محمد بن حنفیه فرستاد. [۷۹۹] .و میگوید: مختار «کیسان، ابوعمره» را مامور کرد تا برود و سر ابنسعد را بیاورد. او رفت و عمر بن سعد را کشت و سر او را نزد مختار بر زمین افکند. پسر عمر سعد «حفص» حاضر بود. مختار به او گفت: او را میشناسی؟ حفص گفت: بلی و پس از او خیری در زندگانی نیست! مختار گفت: راست گفتی. تو هم پس از او [ صفحه ۶۵۱] نخواهی ماند! پس به فرمان او پسر عمر بن سعد را نیز کشتند. [۸۰۰] .در اصل این مطلب که مختار عمر بن سعد را کشته اختلافی نیست، ولی اختلاف در این جاست که آیا پس از رفاقت با او و اعتراض محمد بن حنفیه در همان کوفه او را کشت، یا آن که در حال فرار، او را اسیر کردند و آوردند و به فرمان او کشتند.نقل طبری موافق دلخواه دشمنان است که میگویند مختار کذاب بوده و ناصر آل محمد نبوده و با دشمنان آنان دوستی و رفاقت میکرده است تا آن که محمد بن حنفیه بر او ایراد نمود که اگر مختار واقعا ناصر آل محمد و طالب ثار حسین است، چگونه به قاتل او ابنسعد امان میدهد؟! اما نقل دینوری با اعتبار موافق و مساعد است، زیرا کسی که در برابر آل امیه و آل زبیر از شیعیان سپاهی جمع میکند، اگر براستی ناصر آل محمد نباشد برای سیاست هم که شده باید ابنسعد را زودتر از سایر قاتلان بکشد، نه آن که به او امان دهد و روی تخت نزد خود بنشاند. این عمل با اعتبار مساعد نیست و مختار هم چنین اشتباه سیاسی بزرگی نمینماید خصوصا آن که عمر بن سعد دارای وجاهت عامه و قوم و عشیرهای در کوفه نبوده که مختار از او وحشت داشته باشد و بخواهد با او بازی کند.کوتاه سخن، این دو نقل مختلف از روی اشتباه نوشته نشده، بلکه یکی از آن دو مولود سیاست و قطعا دروغ است و راه جمع ندارد و نقل «دینوری» مطابق با اعتبار است. پوشیده هم نماند که اولا دینوری سالها پیش از طبری فوت نموده و تاریخ او مقدم بر تاریخ طبری است و دوما سلاطین آل امیه و آل زبیر و اهل کوفه با مختار دشمنی داشته و از دروغ ساختن برای اثبات کذب او و افکندن او از وجاهت عامه کوتاهی نمیکردند. [ صفحه ۶۵۲]
برگرفته از کتاب تاریخ سید الشهدا ء (ع)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *